|
معرفی
کتاب
در ايران كه متوسط نزولات جوي آن از 240 تا 250
ميليمتر فراتر نميرود، مخازن آب زيرزميني، كم و محدود است. مضافا اينكه توزيع
بارندگي نيز در سطح كشور نابرابر است.حدود 61% مساحت كشور، داراي بارندگي بين 100
تا 250 ميليمتر و حدود 13% از مساحت آن داراي بارندگي كمتر از 100 ميليمتر در سال
است. در اين صورت، روشن است كه بخش وسيعي از كشور، مانند بخش مرکزی، جنوبي، شرقي و
شمال شرقي، خشك و كمباران ميباشد. در اين مناطق، منبع آب اصلي از نوع زير زميني
بوده كه از گذشتههاي دور، به اين طرف، از طريق يك سيستم زهكشي زيرزميني به نام
قنات استخراج شده و شرايط ايجاد تمدن را در اين بخش از كشور به وجود آورده است.
از دهه 1320 به اين طرف، حفر چاههاي عميق در ايران متداول شد، بهرهبرداري هرچه
بيشتر آب زير زميني آغاز گشت و هرساله، به تعداد چاهها و ميزان استخراج آب افزوده
شد و در اغلب دشتها، برداشت سالانه آب، از ميزان تغذيه سالانه (آب تجديدشونده) آن
پيشي گرفت، به گونهاي كه از اوايل دهه 1380 به اين طرف حجم اضافهبرداشتها از
دشتهاي ايران در سال، به بيش از 6 ميليارد متر مكعب رسيد.
پيامدهاي ناگوار اضافه برداشتهاي مستمر از آبخانههاي آبرفتي، علاوه بر كسري مخازن
و بالا رفتن هزينه پمپاژ آب، شورشدن تدريجي آب زيرزميني، نشست زمين و ايجاد شكاف
دشتها و نيز فشرده شدن رسوبات آبرفتي آبخانه ها ميباشد.
از سوي ديگر، حجم آب مصرفي كشور در سال، به حدود 130 ميليارد متر مكعب ميرسد كه
بيش از 50 ميليارد متر مكعب آن از نوع زير زميني است و در مناطق خشك و نيمه خشك
كشور نيز، عمدهترين منبع آب مصرفي را تشكيل ميدهد.
اين كتاب كوششي است براي گشودن بابي جهت آشنايي مقدماتي با جنبه هاي كاربردي شناخت
و بهره برداري اصولي آب زيرزميني كه عمدتا براي دانشجويان رشته زمينشناسي،
كشاورزي، منابع طبيعي، محيط زيست، و جغرافيا در نظر گرفته شده است
|