مردمي كه
 درختان را در آغوش گرفتند

 قصه‌اي عاميانه درباره محيط زيست
 تنظيم از ديبورا لي رز
 با تصويرگري بي‌سافلوند
 ترجمه مريم مقصودي
چاپ اول زمستان 1386، قيمت 11000

معرفي كتاب

 کتاب برگرفته از داستانهای فولکلوريک کشور هندوستان است که توسط دیبوار لی رز از روی ماجرای واقعی دهکده راجاستان اقتباس شده است و داستان مردمی را بازگو می کند که برای نجات درختان از قطع شدن، آنها را در آغوش گرفتند.
 در داستان اصلی یعنی حدود سه قرن پیش، آمریتا دوی و صدها تن از روستاییان در جریان دفاع از جنگل کشته شدند . حکومت هند برای گرامیداشت خاطره قربانیان، دهکده راجاستان از خجاره را به عنوان اولین بنای یادبود ملی محیط زیست هندوستان نامگذاری کرد.
 "در روزگاران قديم در هندوستان دختري زندگي مي‌كرد كه عاشق درخت‌ها بود و آمريتا نام داشت. او هر روز به سوي جنگل مي‌دويد و هنگامي كه به درخت مورد علاقه‌اش مي‌رسيد، بازوانش را به دور آن مي‌افكند و فرياد مي‌كشيد: ‹‹درخت تو بسيار بلندي و برگهايت چه سبزند،بدون تو ما چگونه مي‌توانيم زندگي كنيم؟›› ... قبل از ترك جنگل آمريتا درختبي‌نظيرش را مي‌بوسيد و در گوشش چنين زمزمه مي‌كرد: ‹‹درخت اگر روزي برايت چيزي پيش بيايد من از تو حمايت خواهم كرد.››يك روز صبح در كنار چاه، آمريتا متوجه گروه مرداني شد كه به تبرهاي سنگين...

 

بازگشت