|
معرفي كتاب
در سرزمینی تاریک و دورافتاده که پرشده بود از تکههای فلزات و آهنپارهها،
پیرمردی زندگی میکرد. او هر شب خواب جنگلی زیبا و با نشاط را میدید؛ پر از نور
خورشید، گیاهان، پرندگان و جانوران گوناگون.
اما هر صبح در همان تاریکی و تعفن از خواب برمیخواست. روزی به فکرش رسید که میشود
همه چیز را تغییر داد.
اما آیا یک فکر میتواند هوای بارانی را به آفتابی تبدیل کند و یا یک رویا میتواند
سبب رشد گیاهان شود؟
این کتاب تأثیرگذار که تصریگری استادانه و بینظیر آن رنج مصیبت و شکوه زیبایی را
به خواننده منتقل میکند، مجموعهای زیبا برای لذت بردن و اندیشیدن است و انتخابی
عالی برای بحث گروهی.
بازگشت
|