|
| ||||||
|
|
|
گزارشی از سومین نشست کتاب انتشارات جهاددانشگاهی مشهد كشاورزی پایدار و ناپایداری کشاورزی در ایران
سومین نشست کتاب انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد با عنوان از برزیگران پایدار تا بذرگیران پایدار که به بررسی کارنامه دکتر علیرضا کوچکی در زمینه کشاورزی پایدار اختصاص داشت پنج شنبه 23 آذرماه با حضور اساتید و دانشجویان رشتههای مختلف کشاورزی و جمعی از علاقمندان در مجتمع دکتر علی شریعتی جهاد دانشگاهی مشهد برگزار شد. دکتر کوچکی از پیشگامان ترویج مفهوم کشاورزی پایدار در ایران سخنان خود را با نگاهی تاریخی به نحوه تعامل انسان با طبیعت آغاز کرد: انسان در طی تکامل تاریخیاش در چند مرحله مسیر خود را از جریان طبیعی تغییر داده به تدریج زاویه خود را با طبیعت بیشتر کرده است. اولین قدم برای ایجاد فاصله میان بشر و طبیعت انقلاب کشاورزی است که در حدود ده هزار سال پیش با کشف قواعد حاکم بر رویش گیاهان صورت گرفت، انقلابهای بعدی مانند انقلاب صنعتی و انقلاب شیمیایی، انقلاب انفورماتیک، و انقلاب بیولوژی هر کدام به سهم خود در ایجاد فاصله میان انسان و طبیعت موثر بوده اند. در تمام این جریانات بر عقلانیت انسان تاکید می شود، چراکه علمی که از انقلاب صنعتی شکل گرفت و مبنایش علم ریاضی و فیزیک و مکانیستی بود با این پیش فرض شروع می کرد که انسان عاقل است و با ترازوی عقل خوب و بد را از هم تمیز می دهد، راز طبیعت را میشکافد و روابط میان اجزا را یافته و از این روابط استفاده میکند. این نوع نگرش که در واقع یک جریان خردگرا بود با آزمایش تجربه و تکرار و کمی کردن پدیده ها، طبیعت را درنوردید و از آن به نفع بشر استفاده کرد و دستاوردهای بسیاری را در پی داشت: استفاده از انرژی های متعدد یک میلیون برابر شد، قدرت کشندگی انسان هزار برابر و قدرت غلبه بر مشکلات صدبرابر شد. علم در کنار این دستاوردهای ملموس دستاوردهای پنهان و در واقع ضددستاورد نیز با خود داشته است. این علمی که انسان را در بهره برداری از منابع کارآمد کرد از طرفی ناکارآمدی خود را برای حفظ منابع نشان داد، در جوامع انسانی غنی ها را غنی تر و فقرا را فقیرتر کرد، فرهنگها را دگرگون کرد یا از بین برد، زبانها را یکی کرد، جامعه جهانی را به وجود آورد، در استفاده از تکنولوژی الگوهای فرهنگی را نادیده گرفت و یک تکنولوژی واحد را برای فرهنگهای متفاوت به کار برد. تکنولوژیها با خود هجوم فرهنگی به همراه آوردند؛ هجوم فرهنگی شاید اصطلاح خوبی نباشد بهتر است بگوییم تهاجم پذیری فرهنگی چون اینطرف آنقدر گود بود که جریان اطلاعات و تکنولوژی خیلی سریع می آمد ونباید تنها آنطرف را مقصر بدانیم اگر ما بستر را صاف بکنیم این سیل عبور میکند و میرود و ما تنها از تشعشعات آن استفاده میکنیم لازم نیست سیل بیاید و ما را ببرد. الگوهای فرهنگیای که در طی هزاران سال شکل گرفته بود با ورود تکنولوژی محو شدند. آنهایی که توانستند تکنولوژی را فرهنگی کنند مانند جوامع ژاپنی و چینی کمتر آسیب دیدند و هنوز آثار فرهنگ بومی در لابلای رفتارشان دیده میشود و در واقع جوامعی که متکی به اصول سنتی خود بودند خیلی مورد تهاجم واقع نشدند چون خلاء فرهنگی نداشتند. در آغاز قرن بیست و یکم بشر به این نتیجه رسیده که فرهنگ بخش زنده طبیعت است فرهنگ زایش دارد پویاست؛ باید بتواند تغذیه کند و دگرگون شود و از نو بزاید، در سالهای اخیر تنوع زبان و فرهنگ به شدت کاهش پیدا کرده و احتمالا روزی می رسد که تنها یک مذهب در دنیا خواهد ماند و یک حکومت نیز و این همان چیزی است که می شود نامش را پدیده ضدطبیعت گذاشت، چراکه پویایی و پایایی طبیعت همیشه نتیجه تنوع بوده است. به عبارتی هیچ چیز بیشتر از تنوع نتوانسته عامل تحرک و ماندگاری طبیعت باشد. به عنوان نمونه در کشاورزی علت آسیب پذیری ما انسانها کم شدن تنوع غذایی مان است، انسان روزگاری پنج هزار گیاه را با آن الگوهای فرهنگی بسیار قوی در تمام دنیا مورد استفاده قرار می داد، سفره ها محل تجمع فرهنگی بود، تمام تمدنهایی که در دنیا ماندگار بودند تمدن غذایی داشتند و این تمدن غذایی محکم ترین حربه برای حفظ فرهنگ است، امروز تعداد گیاهان مورد استفاده برای تغذیه انسان به 80 عدد رسیده که از میان آنها 12 گونه مهم تر از بقیه است و از این 12 گونه نیز برنج و گندم و ذرت 65 درصد غذای مردم جهان را تامین میکند. همچنین 90 درصد تخم مرغ در دنیا از دو نژاد است، 85 درصد گوشت مصرفی از یک نژاد و 70درصد سیب زمین از 6 واریته است، این وضعیت نشان دهنده شدت آسیب پذیری ما انسانهاست. بشر با تقلید از طبیعت سعی کرده چاره مشکلات را بیابد اما نه تنها نتوانسته خوب ادای طبیعت را دربیاورد بلکه زیان های زیادی هم به خود و هم به طبیعت وارد آورده است؛ ما از طریق به نژادی و از طریق الگوهای دیگر تنوع به وجود آوردیم منتها این تنوع تنها در سطح ژن است ، در حالی که تنوع طبیعت در سطح اکوسیستم و گونه می باشد، ما واریته های زیادی به وجود آوردیم که به علت ناهماهنگی با طبیعت از رده خارج می شوند و تنها یک بیماری جدید کافی است که آنها را از بین ببرد. به کمک علم در دهه 1960 انقلاب سبز به وجود آمد که سه تغییر عمده در شیوه های تامین غذای بشر به وجود آورد: کود شیمیایی، بذر اصلاح شده و آبیاری. کارخانه های اسلحه سازی جنگ جهانی دوم که دیگر کاربردی نداشتند تبدیل به کارخانه های ساخت کودهای شیمیایی شد که در آنها دو عنصر کربن و ازت را که در تمام اشکال خود در طبیعت در کنار هم وجود دارند از هم جدا کردند و همه کودها را از ازت ساختند و این کود را به کشورهای جهان سوم بردند و آنها را از نظر غذایی خودکفا کردند. تغییر دوم اصلاح نژاد و واریتهها بود، بذر به عنوان هدیه طبیعت و مادر زایش از مهم ترین اجزای گیاهی است و در جوامع کشاورزی دنیا فرهنگی بسیار غنی دارد؛ زارعین قدیمی بذر را به هیچ عنوان نمیفروختند، فقط به هم تقدیم میکردند و یا با هم تعویض میکردند. همراه این تعویض مبادله فرهنگی، اخوت و برادری و تکنولوژی مبادله میشد و بذر مانند پلی میان فرهنگها عمل میکرده است. اما در حال حاضر تکنولوژیهای بسیار پیشرفتهای حاصل شده و قرار است تولید بذر انحصاری شود یعنی جریان اقتصاد جهانی و قدرتهای بین المللی در حال انحصاریکردن تولید بذر هستند. دانشمندان روی تولید بذرهایی کار میکنند که خودشان خودکشی میکنند، سوییسایدال هستند یعنی دوباره نمیتوان آنرا تولید کرد، و انحصار تولیدشان به دست چند کشور ثروتمند دنیا افتاده است. کسانی که امروزه تحت عنوان راهزنان بیولوژیکی منابع به ویژه جهان سوم را غارت میکنند بذرگیران پای دار هستند. تحول سومی که با انقلاب سبز به وجود آمد آبیاری بود: ما برای تولید یک تن گندم هزار تن آب نیاز داریم و این یک تن گندم را دویست - سیصد دلار می فروشیم، همین هزار تن آب در صنعت نزدیک به دو سه هزار دلار سودآوری دارد. بیشتر از هشتاد درصد آب دنیا صرف کشاورزی میشود، چقدر فرسایش، چقدر شوری، چقدر مشکلات مربوط به آب داریم. این سه جریانی که انقلاب سبز به وجود آورد و همه با شکست مواجه شد، برای ما مشکلات زیست محیطی مهمی را به وجود آورد که یکی از مهمترین آنها تغییرات اقلیمی است و میتوان گفت علت 50 درصد آن فعالیتهای کشاورزی می باشد. این بشر خیلی بیش از حقش دارد از طبیعت استفاده میکند این نسل صد ساله به اندازه هزار نسل از منابع برداشت کرده است. پایداری عبارتست از اینکه از سرمایه نخوریم یعنی هر چه تولید میشود استفاده کنیم و سرمایه را مصرف نکنیم. اما به عنوان نمونه در مورد نفت درست یک میلیون برابر آنچه تولید میشود برداشت میکنیم، در مملکت خود ما بر اساس یک برآورد 68 درصد در همه منابع ناپایداری داریم. وی سپس به تعریف توسعه پایدار پرداخت و اظهار داشت: آنچه تحت عنوان توسعه پایدار مطرح است در حقیقت نوعی پارادایم در مقابل توسعه رایج است، توسعه رایج نتوانست نیازهای انسان را برطرف کند؛ در طی یک قرن همه منابعی که روی زمین موجود بود، گرفتیم و بردیم و خوردیم و بر باد دادیم، برای آیندگان نگذاشتیم، مبنای اقتصادمان این بود که هرچه میتوانی بیشتر استفاده کن، اما دیدند نمیشود با این روش همه چیز از بین رفت، بنابراین الگوهایی تحت عنوان الگوهای پایدار به وجود آوردند. این الگوهای پایدار نمیتواند پایدار باشند مگر اینکه اول مسائل اجتماعی و اقتصادی مربوط به آن حل شود، تا زمانی که تعداد اندکی در این دنیا پول و منابع دستشان باشد نمیشود درباره پایداری صحبت کرد. توسعه پایدار را توسعهای تعریف کردهاند که منافع نسل فعلی را تامین کند و ضرری به منافع آیندگان نزند. توسعهای که از نظر سیاسی قابل قبول و از نظر اقتصادی توجیه پذیر و از نظر محیطی مطلوب باشد. در این قالب اگر به کشاورزی نگاه کنیم در صورتی پایدار خواهد بود که بستر اجتماعی و اقتصادی آن فراهم باشد و از الگوهای اکولوژیکی که در طی هزاران هزار سال تکامل پیدا کرده استفاده شود و این الگوها چیزی نیست جز کارکرد چندتایی یا مولتی فانکشنال، یعنی اگر توانستیم کشاورزی را از حالت تکمحوری به چند محوری دربیاوریم به حالت پایدار نزدیک شدهایم، کشاورزی پایدار یعنی تنوع فعالیت های کشاورزی، یعنی همان چیزی که عشایر ما داشتند همان چیزی که در سیستمهای تعاونی کشاورزی در دوران دور داشتیم، همان چیزی که در آبیاری به وسیله قنات داشتیم همان قاعده کلی عشایر ما یعنی نصف داشت نصف برداشت و همان قانون نانوشته کشاورزان ما که میگفت شما از هر سیستمی هر چه گرفتید باید 50 درصدش را بدهید کاه و کلش را به هیچ عنوان نمیبردند. او از برج کبوتر به عنوان الگویی از کشاورزی پایدار در ایران قدیم یادکرد و گفت: فضله کبوترهایی که در طول شب در این برج جمع میشدند به عنوان یکی از بهترین کودها مورد استفاده قرار میگرفته و نیز یکی از بهترین استراکچرها برای جابجایی هواست چرا که یکباره دو هزار کبوتر به پرواز درمی آمدند و به اندازه یک جت نیرو وارد میکردهاند. دکتر کوچکی با تعریف ردپای اکولوژیک به عنوان مساحتی از زمین که یک انسان در آن بتواند تمام فعالیتهای مورد نیازش را برای تولید غذا، دفع زباله و هر فعالیت دیگری انجام دهد افزود: مساحت ردپای اکولوژیکی برای انسان سی سال پیش دو هکتار بوده که در حال حاضر به چهار هکتار رسیده است و میزان آن در بنگلادش نیم هکتار و در آمریکا 9.4 است، تا بیست سال پیش جمعیت جهان بر اساس ردپای اکولوژیکی با سطح کره زمین متعادل بود، چون سهم هر انسان روی کره زمین دایره ایست به قطر 128 متر، اما امروزه میزان استفاده ما از کره زمین رسیده به 1.2 ، یعنی به اندازه 0.2 بیشتر از کره زمین داریم استفاده میکنیم. پدران ما زمین را طی دهها هزار سال نگه داشتند اما ما به بهانه دست یابی به رفاه چه ها که بر سرطبیعت نیاوردیم، بهره برداریهای بیرویه باعث شد که طبیعت با ما سر ستیز پیدا کند، ما شروع کردیم به جنگ و حالا مغلوب طبیعت شدهایم، ما نخواهیم توانست با جریان طبیعت مقابله کنیم، همین قدر بس که در ابتدای قرن بیستم رسیدهایم به جایی که سئوال مهم پیش روی بشر این است که چقدر قرار است از این منابع استفاده کنیم. دکتر کوچکی در پاسخ به سئوال دکتر حقنیا از اساتید کشاورزی دانشگاه فردوسی که از روند شتابان پیشرفت تکنولوژی در دنیا ابراز نگرانی می کرد و درباره توانایی نهضت نوپای کشاورزی پایدار برای مقابله با روند فعلی پرسید، درباره اقداماتی که بشر برای جلوگیری از تخریب محیط شروع کرده ابراز امیدواری کرد و گفت: بر اساس برآوردی که از ارزش کل طبیعت برحسب خدماتی که برای انسان در طول سال انجام می دهد یعنی جابجایی آب، تصفیه هوا و...، رقم بدستآمده 33 تریلیون دلار در سال شد. این رقم به عنوان نمونه برای یک مزرعه کشاورزی 56 دلار و یک باتلاق 11 هزار دلار است در حالی که کل تولید ناخالص جهان نصف ارزش خدماتی طبیعت یعنی 16 تریلیون می باشد و امروزه در جهان با تغییر قواعد اقتصادی، خدمات طبیعت را نیز لحاظ میکنند و در آینده تولید ناخالص ملی نه بر اساس مجموع تولیدات و خدمات سالانه یک کشور که بر اساس جنگلها و مراتع و خاک بعلاوه تولیدات داخلی محاسبه خواهد شد، این روند در بعضی کشورها شروع شده، اگر مشخص شود که در تولید قالیهای بافت کشور ما به عنوان نمونه، کودکان استثمار میشوند قالی را از ما نمیخرند، اگر برای ساخت صنایع دستی حیوانات را به طور بی رویه شکار کنید آن دست ساخته هارا نخواهند خرید، به همین صورت محصولات کشاورزی که در کشت آنها بیش از اندازه سم مصرف شدهباشد خریداری در سطح جهان نخواهد داشت. ارتباطات اجتماعی و اقتصادی جهان به سمتی میرود که دارد سرعت تخریب را کم میکند. در مورد کشاورزی پایدار سعی نکنیم فقط به دنبال تکنولوژیهایش باشیم تکنولوژی خودش میآید، صحبت از یک مکتب و بینش است که اگر جا بیفتد جای امیدواری دارد. مثلا در همین کشور خودمان ده سال است که از وزرات علوم رشتهای با عنوان کشاورزی پایدار درخواست میکنیم و تصویبش نمیکنند برای خودشان دلایلی هم دارند. دنیا دارد تغییر میکند و البته رسیدن به کشاورزی پایدار هم یک شبه نیست، اول باید کارایی وضع موجود را بالا ببریم. مرحله بعد دستکاری در سیستم است و آخرین مرحله رسیدن به طرح جدید است و همه اینها احتمالا 100 سال طول خواهد کشید. من در مورد سرعت این جریان خوشبین هستم. در اروپا 10 تا 30 درصد زمین ها دارد می رود زیر کشت اکولوژیک و در کل این موضوع به عنوان مسئله روز مردم جهان دارد جا می افتد. این پیشکسوت علم کشاورزی درباره آغاز کارش در زمینه کشاورزی پایدار توضیح داد: ?جریان کشاورزی پایدار از چاپ کتاب بهار خاموش شروع شد که با همکاری آقای وهابزاده و دکتر علیزاده ترجمه کردیم، این کتاب سروصدای بسیار زیادی در دنیا به پا کرد و خانم راشل کارسون کسی بود که جنگید تا این کتاب را که کمپانی های بزرگ سم مخالف انتشار آن بودند به چاپ رساند. به کمک همکارانم در دانشگاه فردوسی مشهد و جهاد دانشگاهی مشهد این جریان با چاپ کتابهای کشاورزی پایدار و الگوهای اکولوژیک در رابطه پایداری در کشور معرفی کردیم و امیدوارم کتابها، مقالاتی که در این حوزه منتشر شده اند کمی ما را به خود آورده باشد و آنقدر فریفته دستاوردهایمان نشویم و ببینیم فعالیتهای ما پشت پرده چه تبعاتی در پی دارد. باید دید به کجا چنین شتابان! ۞در ادامه این جلسه دکتر امین علیزاده استاد گروه آبیاری دانشگاه فردوسی و از اولین کسانی که همراه با دکتر کوچکی فعالیت در زمینه کشاورزی پایدار را در ایران آغاز کردند درخصوص وضعیت فعلی کشاورزی در ایران گفت: کشاورزی سلسله عملیاتی است که بر خلاف اصول طبیعت انجام میگیرد و کاری غیر طبیعی است، ما سیکل اکولوژی را با آبیاری به هم میزنیم و چرخه مواد غذایی را با فعالیتهای کشاورزی و وارد کردن مواد جدید به هم می زنیم، به هر حال همیشه این فعالیت انسان در تقابل با طبیعت و در تضاد با قوانین آن بوده است و همیشه هم چوبش را خورده ایم. ایران سرزمین کشاورزی نیست به آن صورتی که ما تصور میکنیم. منابع فراوان آب و خاک حاصلخیز نداریم و به کمک انرزی خارجی داریم کشاورزی را تداوم میدهیم. در همین استان خراسان هر سال 350 میلیارد تومان سوبسید برق چاههای کشاورزی است یعنی با انرژی مفت داریم آبی را از 300 متری بیرون می آوریم و با انرژی آنرا تحت فشار قرار میدهیم تا تلف نشود و به این وسیله منبع دیگری را تلف میکنیم. کشاورزی پایدار از همان کشورهایی شروع شد که خودشان ناپایداری را به وجود آوردند، اما چون ما صدمه پذیرتر هستیم باید از جایی شروع کنیم. لازم بود دیر یا زود متخصصان ما از جایی شروع کنند کمااینکه در هیچ طرحی که در سالهای گذشته اجرا شده این مفهوم لحاظ نشده و الان هم نمیشود. برخی معتقدند که این یک ایدئولوژی وارداتی و استعماری است و عدهای نمیخواهند کشورهای جهان سوم به تولیدات بالا برسند و موضوع پایداری را مطرح میکنند و خودشان واقعا این کارها را انجام نمیدهند. کشاورزی پایدار در ایران بسیار بیگانه بود و دکتر کوچکی زمانی که هیچ کدام از متخصصین ما اطلاعی از این مقوله نداشت شروع به ترویج این تفکر کرد. کشور ما حداقل 6 هزار سال سابقه کشاورزی پایدار دارد و چرا ما نباید تولیدکننده و ارائه کننده مفاهیم پایداری باشیم و این مفاهیم را از کسانی می گیریم که صد سال بیشتر سابقه ندارند. کشورهایی مثل آمریکا کشاورزی مدرن را از تقریبا صد سال پیش شروع کردند و امروز دهها کتاب در زمینه کشاورزی پایدار منتشر می کنند و ما هم آنها را ترجمه و تدوین می کنیم. اما من فکر می کنم افرادی مثل آقای دکتر کوچکی و همکاران دیگر باید آستینها را بالا بزنند و بر مبنای دانش ذاتی و بومی که در کشاورزان ما وجود دارد نمایه های پایداری را بر اساس چیزهایی که در طول سالیان سال تجربه کردیم و هنوز هم وجود دارد و به تدریج در حال محو شدن است تعریف کنند. وی از جهاد دانشگاهی به عنوان موسسهای که بانی انتشار این ایدهها و مفاهیم بوده است یاد کرد و گفت: من از متخصصین عزیز به ویژه در رشته زراعت انتظار دارم که حالا که پیش قدم شدهاند و موسسه ای مثل جهاد دانشگاهی هم وجود دارد که به کشاورزی پایدار اعتقاد دارداز این فرصت استفاده کنند و کار خوبی که با تلاش آقای دکتر کوچکی و همت جهاد دانشگاهی مشهد شروع شده و علاقمندانی پیدا کرده است تداوم یابد. حتی اگر از صد نفر متخصص فارغ التحصیل رشته های کشاورزی 2 یا 3 نفر به مقوله پایداری اعتقاد پیدا کنند و در این زمینه منشاء اثر و تصمیم گیری شوند گام مفیدی برداشته شده است. این اتفاق در حال حاضر افتاده است و عده زیادی که دارای تخصص در زمینه های مختلف کشاورزی پایدار هستند وارد بازار کار شده اند. باید قبول کنیم که پایداری کشاورزی در ایران یا هر منطقه با مناطق دیگر متفاوت است و ما در مقابل عوامل دوام دهنده کشاورزی شکننده هستیم و من آینده بسیار تاریکی را برای حداقل کشاورزی شرق ایران میبینم. یعنی در جایی که اصلا امکان تولید دیم وجود ندارد و باید از آب، آنهم آبی که طی 50 هزار سال در سفره های زیرزمینی خراسان جمع شده است استفاده کرد و کاری که طبیعت در سول 50 هزار سال انجام داده بود ما در طول 40 سال برباد دادیم. هر گونه برنامه ای که پیشنهاد میشود مثل باروری ابرها ممکن است عده ای را خوشحال کند، اما نباید به اینها دل خوش کنیم و باید راه حل ها و مفاهیم مخصوص به خودمان را ارائه کنیم.من نمیدانم رفتن به سوی خودکفایی ها چقدر می تواند پایدار باشد، نکند خدای ناکرده فقط چند سال دوام داشته باشد و آنوقت نمی دانم این جمعیت کجا می خواهند بروند. در این استان 5 ، 6 میلیون جمعیت داریم و نهمین سالی است که هیچ آبی نداریم و ممکن است سالیان دیگر هم بگذرد و هیچ آبی نداشته باشیم. فکر نکنیم که 9 یا 10 سال سابقه کم آبی طولانی است، در این کشور خشکسالیهای سیصد ساله اتفاق افتاده یعنی سیصد سال مداوم آب نداشتهایم و اولین امپراطوری ها به همین دلیل زیرو رو شدهاند. ۞دکتر محمدحسن راشد محصل از اساتید با سابقه گروه زراعت دانشگاه فردوسی نیز در رابطه با پایداری گفت: پایداری یک اصل است و اگر این اصل رعایت نشود ناپایداری اتفاق می افتد، شعری که روی دیوار دیدم با این مضمون که اگر یک ذره را برگیری از جای ، خلل یابد همه عالم سراپای، به این معنی است که خیلی چیزها به هم مربوطند و مرا به یاد مرحوم حجه الاسلام غلامی می اندازد که در جلسه ای می گفت همه عالم به همه عالم مربوط است و اگر در اشعار متقدمان هم توجه کنیم مفهوم پایداری را خواهیم یافت مثلا سعدی می گوید: بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار ما همیشه در مدرسه به بیت دوم مشغول میشدیم و فکر میکردیم اگر معده مان درد بگیرد بقیه قسمتها هم متاثر خواهند شد اما منظور شعر در قسمت اول آن مستتر است که آدمیان به یکدیگر مربوطند و بایستی از حال هم آگاه باشند، در همین رابطه شعری را هم از یک شاعر که گویا فیزیکدان هم بوده نقل می کنند: ?طرایف فروخوانده ای بارها بخوان طرفه شیوه تارها اگر بر صداسنج بندی دو سیم که باشند اندر شرایط سهیم به جاشان بدان سان کنی استوار که یک صوت اصلی دهند انتشار یکی را چو در ارتعاش آوری شود خود به خود مرتعش دیگری هماهنگ همسایه دردمند برآرد ز دل ناله های بلند در این غم سرا تا که من زنده ام همان تار غمخوار لرزنده ام زمن برنیاید که باشم خموش که همسایه از دل برآرد خروش? طبیعت را اگر رها کنیم خود به خود به حالت پایداری میرسد و این انسان است که ناپایداری ایجاد کرده و میکند. دکتر راشد محصل ضمن اظهار اینکه اگر مردم ایدههای راشل کارسون را بکار گیرند و از هیچ نوع آفتکشی استفاده نکنند کارایی به شدت پایین میآید از دکتر کوچکی درباره راه حل پرسید. دکتر کوچکی پاسخ داد: بیاد داشته باشیم که فقط یک درصد از سمومی که ما استفاده میکنیم به هدف میرسد و باقی وارد محیط زیست شده و برای ما تلفات دارد، همچنین از کود ازته مورد استفاده کشاورزان تنها 30 درصد به گیاه میرسد و مابقی وارد محیط میشود و فقط 30درصد آبی که در مملکتمان صرف میکنیم کارایی دارد، امیدواریم کشاورزی دقیقی ابداع شود که از میزان ورود این مواد سمی به محیطمان جلوگیری شود، چرا که امروز این مواد به وفور و با قیمت پایین در دسترس همه قرار دارد.
۞دکتر عبدالرضا باقری ضمن تشکر از دکتر کوچکی به خاطر زحمات زیادی که در 30 سال گذشته برای ترقی فرهنگ نوشتاری کشاورزی به طور عام، و کشاورزی پایدار به طور خاص کشیدهاند ادامه داد: هم اکنون آثار ایشان در تمام کشور در دسترس همه قرار دارد. 30 سال تلاش و خسته نشدن و دائم قلم زدن، ترجمه کردن جمعه از صبح کارکردن و خسته نشدن کار ساده ای نیست و خودش نوعی پایداری است. از جهاد دانشگاهی مشهد هم که تلاش کردند و این سنگ بنا را گذاشتند و در فرهنگ نوشتاری کشاورزی نقش آفرینی کردند باید تشکرکرد، کمتر ناشری در کشور این تعداد کتاب کشاورزی چاپ کرده است.
این استاد گروه زراعت دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی درباره پایداری خاطرنشان کرد: افزایش جمعیت جهان اجتنابناپذیر است و حداقل تا سال 2020 برآوردها نشان میدهد جمعیت افزایش خواهدیافت، به علت همین افزایش و به کمک تکنولوژیها، تولید انبوه محصولات کشاورزی و نیز تسهیل ارتباط بین قارهها، فشار زیادی به طبیعت وارد میآید و این ناپایداری نه تنها در عرصه کشاورزی بلکه در تمام سطوح دارد اتفاق میافتد: گویشهای محلی از بین میرود و روزبه روز بر دغدغههای دینی ما در مورد فرزندانمان افزوده میشود و به نظر میرسد در تمام شاخهها مشکل عدم پایداری داریم. باید خودمان را واکسینه بکنیم تا بچههامان فرهنگ بومی را در کنار فرهنگ جدید بپذیرند، برای این کار باید قدرت خلاقیت و زایندگی و نوآوری را حفظ کنیم. برلاک یکی از تئوریسینهای کشاورزی با تولید واریتههای مکزیکی، جمعیت زیادی را که در فقر و گرسنگی در آمریکای لاتین به سرمیبردند نجات داد اما آن روز فکر پایداری مطرح نبود و شاید اگر آنروز مفهوم پایداری مطرح بود مشکلاتی که امروز در اثر استفاده از تئوریهای برلاک به وجود آمده کمتر پیش میآمد. خیلیها امروز میگویند برلاک به بشریت خیانت کرد به دلیل اینکه وقتی واریتههای مکزیکی وارد منطقه آسیا شد، زارعین دیگر به واریتههای محلی تمایل نشان ندادند و به سرعت همه منابع بومی از بین رفت. شاید اگر درباره پایداری می دانستند همه گونههای گیاهی را در کنار هم حفظ میکردند. در هر صورت بازگشت به گذشته امکانپذیر نیست، همچنان که اگر برلاک در آن زمان درباره موضوع کشاورزی پایدار اطلاعات داشت نظر دیگری میداد، ما باید در کنار توسعه تکنولوژی در همه عرصه ها فکر پایداری را در همه سطوح آموزش بدهیم و در برابر آن مقاومت نکنیم، تلفیق سنتهای گذشته و تکنولوژی مدرن راه حل ماست و با این کار دین بچه هامان را هم بهتر حفظ می کنیم و فرهنگ قدیمی را نگه می داریم. امیدوارم زحمات دکتر کوچکی و دیگران نتیجه بدهد، اگر حتی در همین حد که در فکر و بینش فارغ التحصیلان کشاورزی اثر بگذارد کار بزرگی انجام شده، البته در کنار آن اگر بخواهیم در آینده به پایداری بیشتر برسیم، نیاز به بومی کردن آنچه در گذشته داشتیم داریم.
۞دکتر خواجه حسینی از دیگر اساتید دانشکده کشاورزی اما معتقد بود که: طرح موضوع کشاورزی پایدار اقدام خوبی است اما حتی اگر به همه جنبه هایش هم پرداخته شود در مقایسه با مشکل اصلی ما تنها مبارزه با معلول است، همه دست اندازی هایی که در طبیعت انجام شده از موقعی شروع شد که جمعیت افزایش پیدا کرد بنابراین وقتی شما با یک جمعیت هفتاد میلیونی مواجه هستید با این شکمهای گرسنه چه باید کرد؟ هر کس که در رابطه با کشاورزی پایدار کار می کند اول باید برود سراغ جمعیت، این کشور اگر بیست میلیون جمعیت داشت خیلی از این مباحث جای طرح ندشت و منتفی بود، اما وقتی جمعیت به این جایی که الان هستیم رسیده همه این مباحث آب در هاون کوبیدن است. انسانها به غذا و پوشاک و مسکن نیاز دارند. موضوع دیگر این است که شما در دنیا با سیاستمداران جاهل سروکار دارید مثلا جورج بوش به تنهایی 500 میلیارد دلار را در عراق هزینه می کند. به همین خاطر فعالان محیط زیست و کشاوورزی پایدار چارهای ندارند جز اینکه پا به عرصه سیاست بگذارند، چون در آن بخشی که تصمیمات کلان گرفته میشود کشاورزی پایدار اصلا دیده نمیشود.
۞دکتر مرتضوی از دیگر اساتید با سابقه دانشکده کشاورزی و گروه صنایع غذایی با اعتقاد به اینکه اگر دستاوردهای جدید علم صنایع غذایی را از آن بگیریم عملا چیزی باقی نمی ماند. با تعاریفی که از کشاورزی پایدار ارائه می شود، به نظر می رسد نمی توان جواب رشد جمعیت را داد و در آینده نیز امکان دسترسی به نوآوری های جدید وجود نخواهد داشت، ضمن تبریک به جهاد دانشگاهی مشهد به خاطر برگزاری چنین جلساتی ابراز امیدواری کرد که در 200 سال آینده به کشاورزی پایدار برسیم.
|