|
بيوتكنولوژي راهی به سوی تامین نیازهای
متنوع پیش رو
گفتگو با دكتر عبدالرضا باقري به بهانه انتشار كتاب
"بيوتكنولوژي گياهي"
|
دكتر عبدالرضا باقري متولد سال 1337 از يزد متخصص ژنتيك و
اصلاح نباتات (گرايش بيوتكنولوژي) استاد پايه بيست و دو دانشكده كشاورزي
دانشگاه فردوسي مشهد است. وي مسئوليتهاي اجرايي فراواني را که مرتبط با
سازمانهاي پژوهشي و دانشگاهي ميباشد عهده دار بوده است ولي به اذعان همكارانش
او هيچگاه حتي در دوره 8 ساله رياستش بر دانشگاه فردوسي مشهد از فعاليت هاي
علمي و پژوهشي غافل نشده است. از او تا کنون 54 مقاله علمی در مجلات علمی-
پژوهشی و 79 مقاله در نشریات علمی ترویجی و یا كنفرانس هاي علمي داخلي و خارجي
منتشر شده است. ایشان در انجمن علوم زراعت و اصلاح نباتات ايران، انجمن
بيوتكنولوژي جمهوري اسلامي ايران و انجمن ژنتيك جمهوري اسلامي ايران عضويت دارد
و درحال حاضر در صدد شکل دهی انجمن علمی حبوبات کشور برای ساماندهی فعالیت های
مربوط به حبوبات می باشد. . از دكتر باقري كه دانش آموخته دانشگاه آدلايد
استراليا مي باشد، بيش از بيست عنوان كتاب به چاپ رسيده است كه عموما در زمينه
ژنتيك و اصلاح نباتات و به طور خاص اصلاح حبوبات بوده است كه مي توان از كتاب
هاي اصول اصلاح نباتات، اصلاح نباتات در كشاورزي پايدار، راهنماي مسائل ژنتيك،
زراعت و اصلاح نخود، زراعت و اصلاح عدس و زراعت و اصلاح لوبيا نام برد كه با
همكاري اساتيد ديگر تاليف يا ترجمه شده است. ایشان وجمعی از همکارانش در 15 سال
گذشته تحقیقات علمی خود را روی حبوبات متمرکز کرده اند ودرحال حاضر نیز كتاب
ديگري توسط ايشان و همكارانش در رابطه با حبوبات در دست تهيه است كه منبع جامعي
در اين زمينه در اختيار علاقمندان قرار خواهد داد.
كتاب "بيوتكنولوژي گياهي" تازه ترين اثري است كه از ايشان و همكاران نسرين
مشتاقي و احمد شريفي از سوي انتشارات جهاددانشگاهي مشهد منتشر شده است. به همين
بهانه با دكتر باقري گفتگويي انجام داديم كه در پي مي آيد.
جناب
دكتر علت توجه روزافزون به حوزه بيوتكنولوژي در سال هاي اخير چه بوده است؟
بر اساس پیش بینی های انجام شده جمعیت جهان تا سال 2025 به 2/8 میلیارد نفر
خواهد رسید که 83 درصد آن متعلق به کشورهای در حال توسعه و 17 درصد آن متعلق به
کشورهای توسعه یافته می باشد. جمعیت بیشتر به معنی مصرف بیشتر انرژی و مصرف
بیشتر انرژی، آلودگی بیشتر اتمسفر را به دنبال خواهد داشت. علاوه بر آن جمعیت
بیشتر تقاضای زیاد برای منابع غذایی، بهره برداری مفرط از منابع، فرسودگی،
تخریب، انهدام منابع طبیعی و کاهش تنوع زیستی را به دنبال خواهد داشت. در هر
حال انتظار مي رود که جمعيت جهان تا سال 2050 به حدود 10 ميليارد نفر برسد، در
حالي که رشد بخش کشاورزي بسيار کند و سالانه 8/1 درصد مي باشد. با توجه به این
روند افزايش سريع جمعيت و تقاضاي بيشتر مواد غذايي، چنين برآورد شده است که تا
50 سال آينده، توليد مواد غذايي بايد به دو برابر افزايش يابد. تنها بخش کمي از
اين افزايش از طريق بالا بردن سطح زير کشت و کاهش خسارت هاي بعد از برداشت ميسر
مي شود و بنظر مي رسد روش هاي کلاسيک موجود نتوانند چنين هدفي را تامين نمايند.
بدين ترتيب اميد به فناوری هاي جديد نظير فناوری زیستی (بیوتکنو لوژی) در جهت
تامين غذاي جمعيت رو به رشد در حال افزايش است. در واقع بیوتکنو لوژی یکی از سه
فناوري است که در دنيا بسيار مورد توجه قرار گرفته است و در ايران هم در برنامه
ريزي هاي كلان كشور (برنامه های سوم و چهارم توسعه) بر اساس ضرورت اين سه
فناوري مورد تاکید قرار گرفته است. دو فناوری دیگر عبارتند از فناوري IT و
ریزفناوری یا نانوتكنولوژي.
در
مورد آموزش اين رشته در دانشگاهها چه كارهايي انجام شده است؟
در بعد آموزش عالي، توسعه اين رشته ها در دانشگاهها مورد توجه قرار گرفته
است ولذا شما ملاحظه می کنید طی ده سال گذشته این رشته ها در اکثر دانشگاههای
بزرگ کشورتا مقاطع دکتری راه اندازی شده و یا در حال راه اندازی است . در
دانشگاه فردوسي مشهد هم دوره فوق ليسانس از سال 76 و دوره دكتري آن در سال82 در
بخش كشاورزي داير شده است و در ساير گروه های آموزشی هم در حال راه اندازي است.
در سطح كشور هم اين رشته ها دارد توسعه پيدا مي كند. در کنار توسعه این رشته ها
در مقاطع تحصیلات تکمیلی طبيعتا بايد تغييراتي هم در دوره های كارشناسي صورت می
گرفت تا دانشجويان براي دوره هاي بالاتر آماده شوند.این کار هم کم وبیش انجام
شده است. به عنوان نمونه از چند سال پيش در دوره كارشناسي کشاورزی دانشگاه
فردوسي و ديگر دانشگاههاي ديگر كشور درسي بنام بيوتكنولوژي گياهي به ارزش دو
واحد گنجانده شده كه هدف از ارائه آن آشنا کردن دانشجويان با اصول و مبانی اين
رشته است تا در صورت علاقمند شدن به تحصیل در این رشته ها زمینه های لازم در
آنها فراهم شده باشد.
كتاب
بيوتكنولوژي گياهي براي چه مخاطباني نوشته شده است؟
اين كتاب براي دانشجويان مقطع كارشناسي رشته هاي كشاورزي تهيه شده و مبناي
كار ما براي تدوين آن سرفصل درس بيوتكنولوژي گياهي بوده است. البته مطالب اين
كتاب پایهای است ولذا میتواند برای سایر رشتههای مرتبط با علوم زیستی و از
جمله زیست شناسی مورد استفاده قرار گیرد. این کتاب بر مبناي سرفصل مصوب این درس
در شش فصل تنظیم شده است. در ابتدا مطالبی در مورد تاريخچه، اهمیت وتقسيم
بنديهاي مختلف و تعاريف مربوطه آمده و در فصلهای بعد تكنيكهاي مورد نياز
مورد بحث قرار گرفته است. از جمله كشت بافتهاي گياهي، همسان سازي ژنها، انواع
نشانگرهای مولکولی و يك فصل هم راجع به انتقال ژن و نقش آن در اصلاح نباتات
صحبت شده است. مباحثی نظیر توليد گياهان مقاوم به تنشهاي زيستي و غيرزيستي و
توليد گياهان تراريخته برای تولید تركيبات غذايي و دارويي از جمله مطالب مورد
توجه در این کتاب است. فصل آخر كتاب هم به مباحثي كه امروزه در سطح جهانی از
منظر زيست محيطي و اخلاقي مطرح است- از قبيل خطراتي كه اين گياهان ممكن است
براي سلامتي داشته باشند و مباحث ايمني زيستي و ارزيابي خطر و نگرش هاي
اجتماعي- پرداخته شده است.
موقعيت
بيوتكنولوژي در جهان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
با رجوع به گذشته نه چندان دور در می یابیم که توتون مقاوم به آنتي بيوتيک،
اولين گياه تراريخته اي است که در سال 1983 بدست ﺁمد. پس از آن طی یک دهه
گياهان تراريخته مقاوم به علف کش، مقاوم به ويروس و ﺁفات، گياهان با تاخير در
رسيدگي، گياهان نرعقيم و گياهان با خصوصيات جديد شيميايي بوجود ﺁمدند. پيشرفت
علم مهندسي ﮊنتيک گياهان به گونه اي بوده است که در سال 1996 تقريبا 3 ميليون
هکتار از اراضي زراعي جهان خصوصا در ﺁمريکاي شمالي زير کشت گياهان تراريخته
بوده است.
رغبت بشر به گياهان تراريخته به گونه اي بوده که پس از 2 سال، 34 ميليون هکتار
از اراضي جهان در ﺁمريکاي شمالي، ﺁرژانتين، چين و ﺁفريقاي جنوبي زير کشت گياهان
تراريخته رفته است. رشد سطح زير کشت گياهان تراريخته در اين دو سال حدود 12
برابر افزايش نشان داده است. در سال 1998 ﺁرژانتين با داشتن 4 ميليون هکتار
سوياي مقاوم به علف کش مهمترين کشور در کشت گياهان تراريخته بوده است. عمده
گياهان تراريخته اي که در سال 1998 در چندين کشور توسعه یافته کشت مي شده اند
شامل 4/4 ميليون هکتار ذرت تراريخته مقاوم به ﺁفت، 5 ميليون هکتار سوياي
تراريخته مقاوم به علف کش و 6/1 ميليون هکتار کلزاي تراريخته بوده است. پس از
آن پنبه مقاوم به آفت غوزه خوار نيز به صورت تجاري در چندين کشور در سطح وسيع
کشت شده است. مقبوليت محصولات تراريخته به گونه اي بوده است که سطح زير کشت اين
گياهان از 7/1 ميليون هکتار در سال 1996 به بيش از 90 ميليون هکتار در سال 2005
رسيده است و کشورهاي پيشرفته بيشترين سهم زير کشت و سرمايه گذاري در اين بخش را
به خود اختصاص داده اند.
در سال 1996 اولين محصولات بيوتكنولوژي در ايالات متحده وارد بازار شد و بعد از
آن محصولات تراريختي نظير ذرت، سويا و پنبه در سال 2004 به ترتيب حدود 46، 86 و
76 درصد از كل سطح زير كشت اين محصولات زراعي را در آمريكا تشكيل ميدادند.
توليد تجاري واريتههاي زراعي بيوتكنولوژي عمدتا محدود به چهار گياه مهم ذرت،
سويا، پنبه و كلزاست و بيشتر در پنج كشور ايالات متحده، آرژانتين، كانادا،
برزيل و چين كشت ميشوند. ارزش بازار جهاني محصولات بيوتكنولوژي در سال 2004
حدود 44 ميليارد دلار تخمين زده شده است. 8 كشور ديگر نيز علاوه بر 5 كشور اصلي
داراي توليد تجاري فرآورده هاي بيوتكنولوژي ميباشند كه شامل آفريقاي جنوبي،
مكزيك، استراليا، هندوستان، روماني، اسپانيا، فيليپين و اروگوئه هستند.
فعاليتهاي تحقيقاتي و توسعهاي در بخش بيوتكنولوژي شامل آزمايشات مزرعهاي،
گلخانهاي و آزمايشگاهي است كه در 63 كشور جهان در حال انجام است. در سال هاي
اخير سطح زير كشت گیاهان تراریخت بالغ بر 100 ميليون هكتار شده است.
روند فعلي بيوتكنولوژي گياهي مؤيد اين است كه سطح زير كشت و ارزش محصولات
بيوتكنولوژي در حال افزايش است و روز به روز بازارهاي جديدي خصوصا در كشورهاي
در حال توسعه ايجاد ميشود. تا كنون حدود 70 محصول بيوتكنولوژي در ايالات متحده
به صورت تجاری درآمده اند كه داراي ويژگي هاي مفيدي ميباشند.
وضعيت
اين تكنولوژي در كشورهاي در حال توسعه چگونه است؟
از نظر استفاده از بيوتكنولوژي در كشورهاي در حال توسعه نظرات متضادي وجود
دارد. برخي معتقدند بيوتكنولوژي به هيچ طريقي براي كشورهاي در حال توسعه مفيد
نيست ولي عده زيادي اعتقاد دارند بيوتكنولوژي در توسعه كشورهاي فقير بسيار موثر
است. البته در حال حاضر قدرت بيوتكنولوژي تنها در چند كشور محدود متمركز شده
است و در ساير كشورها اين علم هنوز در مراحل تحقيقاتي و شروع مرحله تجاري
باقيمانده است. دوازده كشور در ناحيه اقيانوس آرام و آسيا در برخي جنبه هاي
بيوتكنولوژي پيشرفتهايي حاصل كرده اند. استراليا، هندوستان، چين، مالزي و
پاكستان در اين زمينه نسبت به سايرين پيشتاز هستند. . در هر حال امروزه کشورهاي
در حال توسعه نظير برخي کشورهاي ﺁسيايي، در حال توسعه صنعت بيوتکنولوژي مي
باشند تا درﺁمد اقتصادي خود را افزايش داده و مشکل نياز غذايي جمعیت خود را
مرتفع نمايند.
در
ايران به نظر شما در چه مرحلهاي قرار داريم؟ آيا در ايران اين كار انجام شده و
نيروي متخصص كافي براي پشتيباني اين تكنولوژي وجود دارد؟
موقعيت جغرافيايي و شرايط اقليمي ايران به گونهاي است كه در يك منطقه خشك
و نيمه خشك كره زمين قرار گرفته است. کشور ما در مقایسه با برخی از کشورها از
نظر منابع آبي و زمين هاي كشاورزي غني نيست و به سختي ميتوان احتياجات غذايي
جمعيت رو به رشد را تامين كرد. مصاحبههاي مسئولان اجرايي و از جمله وزراي
محترم كشاورزي و بازرگاني و آمارهاي منتشر شده بيانگر آن است كه سالانه به طور
متوسط 2/1 تا 5/1 ميليارد دلار محصولات كشاورزي به كشور وارد شده است. در زمينه
اقلام دارويي و بهداشتي نيز همه ساله مقادير قابل توجهي ارز براي خريد اين مواد
از كشور خارج مي شود.
از آنجا یی که بيوتكنولوژي پديده اي علمي است كه ميتواند به صورت بالقوه در
طيف وسيعي از فرآيندها يا محصولات مختلف به كار گرفته شود لذا ايجاد، توسعه و
بومي كردن علوم پايه در رشتههاي مختلف بيوتكنولوژي در ايران از يك سو موجب
گسترش و رشد اين فناوري در كشور ميشود و از سوي ديگر با ايجاد تحرك در ساير
رشتههاي علمي و ديگر فناوريها، بر رشد علمي، بستر های لازم برای تولیدات مورد
نیاز و همچنین ارتقاي مهارت هاي نيروي انساي در جامعه ميانجامد. طبق اطلاعات
موجود، ایران با در اختیار داشتن 1400 نیروی محقق در دانشگاهها و مراکز
تحقیقاتی وضعیت مستعدی از نظر نيروي انساني دارد. در همين ارتباط حدود 46
دانشگاه يا مركز تحقيقاتي و انستيتو در ايران وجود دارند كه به نوعي فعاليت هاي
مرتبط با بيوتكنولوژي را انجام ميدهند. از اين تعداد حدود 19 مركز تحقيقاتي آن
وابسته به كشاورزي و منابع طبيعي است كه عمدتا بر اساس سرمايه هاي دولتي حمايت
ميشوند.
خوشبختانه سند ملي زيست فناوري نیز كه نتيجه تلاش بيش از 200 نفر صاحبنظر و
متخصص در رشتههاي مختلف اين فناوري است، در سال 83 به تصويب هيات دولت رسيده
است. بر اساس اين سند، شوراي عالي زيست فناوري به رياست رئيس جمهور و به منظور؛
1) تعيين سياست ها و راهبردهاي اجرايي، ترويجي، تحقيقاتي و منابع انساني، 2)
هدفگذاري و تعيين خطوط كلي زيست فناوري، 3) بررسي و تصويب ساختار نظام مديريت
زيست فناوري كشور و 4) نظارت بر پيشرفت برنامههاي اجرايي سند ملي زيست فناوري،
تشكيل شده است. در سند فوق اهداف كلان كشور در سه مورد كوتاه مدت(تا پايان سال
1385)، ميان مدت (تا پايان برنامه چهارم توسعه1390-1385) و بلند مدت (تا پايان
برنامه پنجم توسعه 1395-1390) تهيه و تنظيم شده است. اهداف كوتاه مدت مورد
اشاره در سند شامل موارد زير است: سازماندهي نظام مديريت زيست فناوري كشور؛
بستر سازي و ظرفيت سازي براي ايجاد، انتقال و توسعه فرآيندهاي توليد
فرآوردههاي زيستي و ورود به بازارهاي جهاني با اولويت كشورهاي منطقه و اسلامي؛
تكميل پروژههاي نيمه تمام زيست فناوري؛ توسعه شبكه ملي آزمايشگاه هاي تحقيقات
زيست فناوري، ارتقاي سطح آموزش و پژوهش و تربيت نيروي انساني مورد نياز؛
بكارگيري دانش فناوري زيستي گياهي مورد نياز براي افزايش و بهبود كيفيت توليد
محصولات راهبردي نظير گندم، برنج، دانه هاي روغني، چغندر قند و گياهان علوفه اي
و دارويي؛ توليد فرآوردههاي تشخيصي و درماني و بهبود كيفي و كمي غذاي دام؛
بكارگيري روش هاي زيست فناوري پزشكي در پيشگيري، تشخيص و درمان بيماري ها؛
دستيابي به استانداردهاي جهاني در زمينه تضمين كيفيت، استفاده از زيست فناوري
براي حفظ تنوع زيستي و ذخائر ژنتيكي و پاكسازي محيط زيست؛ توسعه زيست فناوري در
بخش صنعت و معدن؛ تشويق سرمايه گذاري بخش خصوصي، دستيابي به دانش ارزيابي خطرات
زيست فناوري.
بودجه پيشنهادي براي تحقق اهداف اين سند در بخش آموزش در كوتاه مدت 6/145
ميليارد ريال، ميان مدت 2070 ميليارد ريال و در بلند مدت 7960 ميليارد ريال در
نظر گرفته شده است. در بخش پژوهش نيز در كوتاه مدت 480 ميليارد ريال، ميان مدت
1920 ميليارد ريال و بلند مدت 8000 ميليارد ريال تعيين گرديده است و در بخش
توليدي نيز به ترتيب در كوتاه مدت 600 ميليارد ريال، در ميان مدت 3360 ميليارد
ريال و در بلند مدت 7500 ميليارد ريال مقرر گرديده است.
متاسفانه به دليل كم توجهی به موضوع، برخي از اين موارد تا كنون محقق نشده است
و ما نسبت به برنامه عقب هستیم ولی انتظار می رود با توجه به موارد ذکر شده در
قانون برنامه چهارم و تصويب اين سند در دولت، توجه بیشتری به این مقوله بسیار
مهم برای آینده کشور توجه بیشتری مبذول و اعتبارات فوق در طول برنامه ها تخصيص
يابد تا بتوان به اهداف پيش بيني شده در سند دست يافت.
در
زمينه توليد غذاي بيشتر و آسانتر با بهرهگيري از بيوتكنولوژي چه اهدافي دنبال
ميشود؟
به كمك بيوتكنولوژي ميتوان ضمن ايجاد مقاومت به عواملي كه باعث كاهش
عملكرد ميشوند نظير تنش هاي زيستي و غيرزيستي و علف هاي هرز، روش هايي را براي
بهبود راندمان گياهي جهت توليد غذاي بيشتر يا توليد همان مقدار غذا با نهاده
كمتر پيدا كرد و توانايي گياهان براي رشد در خاك هاي فقير، شور و سمي را بهبود
بخشيد. اگرچه برخی از همين استراتژي ها از طريق اصلاح نباتات متداول و استفاده
از مواد شيميايي نیز امكان پذير است ولي اكثر دانشمندان بر این باورند كه
بيوتكنولوژي هزينههاي اين مواد را براي كشاورزان و دولت در مقايسه با روش هاي
كلاسيك كاهش ميدهد.
از نظر کلی عرصه هاي كاري بيوتكنولوژي گياهي را ميتوان در دو بخش اصلي و كلي
تحت عناوین بيوتكنولوژي غيرتراريخت و تراريخت تقسيم بندي نمود. اول بيوتكنولوژي
غيرتراريخت (non-GM)، كه در اين مورد ميتوان از بيولوژي سلولي، ماركرهاي
مولكولي، كيت هاي تشخيصي و فرآورده هاي ميكروبي نام برد. در بخش بيوتكنولوژي
تراريخت (GM) مواردی نظیر توليد واريتههاي تراريخت مقاوم به عوامل بيماري زا،
آفات، علف كشها و تنش هاي غيرزيستي مد نظر می باشد.
تفاوت روش هاي اصلاحي متداول با روش هاي بكارگرفته شده در بيوتكنولوژي چيست و
هر كدام چه مزايايي دارند؟
عليرغم نقش اصلاح نباتات در جريان انقلاب سبز، تلاش هاي انجام شده براي تامين
امنيت غذايي ميليون ها انسان گرسنه با موفقيت کامل همراه نبوده است. محدوديت
هاي ژنتيكي در گذشته به علت در اختيار بودن منابع ژنتيكي كارآمد، بهبود ژنتيكي
از راندمان بالايي برخوردار بود اما در حال حاضر به علت فقدان ژن هاي طبيعي
مناسب كه بتوان آنها را از طريق تلاقيهاي ژنتيكي منتقل كرد، اصلاح ژنتيكي
ارقام با استفاده از روش هاي اصلاحي كلاسيك بسيار آهسته و متناسب با تقاضاي
مورد نياز نيست و به نظر ميرسد تامين كمي و كيفي غذا و همچنين توليد
فرآوردههاي گياهي جديد با اتكاي صرف به روش هاي كشاروزي كلاسيك رايج امكان
پذير نميباشد. چنین به نظر می رسد که بقاي بشر وابسته به افزايش توليدات
كشاورزي و افزايش توليدات كشاورزي در گروِ تلفيقي از روشهاي كلاسيك معمول و
روشهاي مدرن است. براي مثال انقلاب سبز كه منجر به افزايش توليد گندم به حدود
10 برابر در هندوستان و تعداد ديگري از كشورها در جنوب شرقي آسيا گرديد، سبب شد
كه بتوان با آن توليدات تا سه برابر جمعيت را تغذيه كرد. معذلك اين انقلاب به
نهايت ظرفيت خود منجر شد و امروزه به روش هاي ديگري براي بهبود توليدات گياهي
نياز است. در حال حاضر اميد ميرود تلفيقي از روش هاي اصلاحي كلاسيك با
بيوتكنولوژي بتواند ما را به انقلاب هميشه سبز رهنمون سازد.
بهبود پتانسيل توليدات گياهي و حيواني و استفاده مناسب از آنها به مقدار زيادي
به استفاده از روش هاي جديد ماركرهاي مولكولي و بيوتكنولوژي DNA دارد. اين
تكنيك ها شرايط را براي گزينش ژنوتيپهاي موفق، ايزوله كردن و كلونينگ خصوصيات
مفيد و مناسب و موجودات تراريخته با اهميت در كشاورزي را فراهم مي كنند.
آيا
سرمايه گذاري در اين زمينه با در نظر گرفتن اينكه ايران كشور مستعدي براي
كشاورزي نيست مقرون به صرفه مي باشد يا خير؟
قطعا توليد گياهان تراريخته مقاوم به آفات و بيماري ها در بعضي از محصولات
مهم براي ما هم بسيار ضروري است و حتما اقتصادي هم هست چراكه هزينههاي تحميل
شده بر كشاورزي را كاهش داده و ميزان مصرف آفت كش ها و یا قارچ کش هاي شيميايي
را در مقايسه با زراعت سنتي پايين مي آورد و بازده محصول را چند برابر مي كند.
ضمن اينكه هرچه انجام فعاليت در اين زمينه را به تاخير بيندازيم فاصله خود را
با كشورهاي پيشرو در اين زمينه افزايش داده ايم و در آينده بيشتر خود را
نيازمند آنها جهت تهيه بذر و ساير اقلام كرده ايم.
به
نظر شما چه مانعي براي تسهيل اين روند در كشور وجود دارد؟
در ايران هم فناوري و هم متخصص براي انجام تحقيق در زمينه بيوتكنولوژي، در
دانشگاه و مراكز پژوهشي وجود دارد و برخی تحقيقات به مرحله عملياتي شدن نیز
رسيدهاند. اولين گياه تراريختهاي كه در ايران توليد شده است گياه برنج مقاوم
به كرم ساقه خوار است. اما پیچیدگی هاي اداري و اختلاف دیدگاهها باعث شده است
تا كنون به بهره برداري نرسد. به نظرمی رسد ابتدا بايد این موانع را هر چه
سریعتر رفع کرد وگرنه تلاش های محققان راه به جایی نخواهد برد.
|