|
| ||||||||
|
|
|
خواجه حسيني: مهمترين مساله زيست محيطي ملي ما آب است و آب است و آب. | ||||||
|
|
آقاي دكتر محمد خواجهحسيني كه خود چندين سال نهاد جهاد دانشگاهي مشهد را مديريت نموده و پايهگذار نشر كتابهاي علوم كشاورزي و محيط زيست بوده است و در حال حاضر استاديار دانشكده كشاورزي و داراي چند جايزه بينالمللي است در سخنراني خود تحت عنوان "استراتژيهاي براي آينده"، به معضل جمعيت و تامين منابع طبيعي و به ويژه آب براي جمعيت آب پرداخت. وي به ارائه نمودارهايي از جمعيت جهان از سالهاي اوليه ميلادي و نشان دادن روند صعودي آن در سالهاي اخير پرداخت و گفت: در سالهاي اول ميلادي جمعيت كره زمين 200 ميليون نفر بوده است، معادل جمعيت ايران و پاكستان امروزي، در قرنهاي 16 ميلادي جمعيت كل انسانهاي ساكن بر روي كره، به 500 ميليون نفر ميرسد. در اول قرن نوزدهم به يك ميليارد و اول قرن بيستم به 2 ميليارد و درسال 1975 جمعيت بشر چهار ميليارد بوده است و در سال 2000 به 6.3 ميليارد و بالاخره در حال حاضر به 7 ميليارد رسيده است. بر اساس پيش بيني ها اين جمعيت تا سال 2100 به 11 ميليارد خواهد رسيد. وي با اظهار تاسف از اينكه افزايش جمعيت جهان عمدتا متوجه كشورهاي كمتر توسعه يافته است و از 11 ميليارد نفر در سال 2100 يك ميليارد در كشورهاي توسعه يافته و باقي در كشورهاي در حال توسعه زندگي خواهند كرد، ادامه داد: ما افزايش سريع جمعيت جهاني را داريم كه تحت عنوان بمب جمعيت از آن ياد ميشود. موضوع بمب جمعيت را اولين بار پل الريك در سال 1968 در دانشگاه استنفورد، وقتي كه دانشجويي 36 ساله بود به همراه همسرش مطرح كردند و اين اتفاق 6 سال بعد از انتشار كتاب بهار خاموش راشل كارسون افتاد و در حقيقت دانشگاه استنفورد با انتشار كتاب بمب جمعيتي، نهضت زيست محيطي را كه راشل كارسون آغاز كرده بود، وارد مرحلهايي جديتر كرد؛ تا اينكه امسال در 2008 الريك كتاب ديگري منتشر كرد تحت عنوان "جانور غالب"، مضمون كلي اين كتاب اين است كه به اعتقاد الريك اين بمب جمعيتي منفجر شده است. او سپس روند رشد جمعيت در ايران را مرور كرد و گفت: در ايران، بر اساس آمار تا سال 1000شمسي جمعيت ايران 4 ميليون نفر بوده است و تا سال 1200 همين جمعيت 4، 5 ميليوني را داشتيم. در سالهاي 1300 مقارن با تشكيل دولت مقتدر مركزي در اين ايران، جمعيت به 10 ميليون نفر ميرسد. جمعيت اين كشورهمزمان با رشد صنايع به 25 ميليون در سال 1350 ميرسد و سالهاي پيروزي انقلاب، جمعيت ما به 30 ميليون رسيد. چيزي كه در سالهاي قبل در ايران شروع شده بود و اقدام بسيار درستي بود، يعني كنترل جمعيت، با پيروزي انقلاب يك جرم تلقي شد. چيزي كه الان ما به عنوان يك كار خوب از آن ياد ميكنيم. جمعيت كشور ما از سال 1300، از 10 ميليون به هفتاد ميليون يعني 7 برابر رسيده است. افزايش جمعيت در جهان و در كشور ما، استفاده از منابع را بيش از حد افزايش داده است. دكتر خواجه حسيني با تقسيم مسائل محيط زيستي به جهاني و منطقهايي به برخي از مسائل زيست محيطي جهاني اشاره كرد: نازك شدن لايه ازن، مساله تغيير اقليم به دنبال گرم شدن كره زمين با مصرف روزانه بيش از 90 ميليون بشكه سوخت فسيلي، بحران انرژي آلودگي خاك، آب، هوا و انقراض گونهها و نابودي جنگلها و ليست مفصلي كه ميشود به آنها افزود. او افزود: اما مهمترين مساله زيست محيطي ملي ما مساله آب است و آب است و آب! كساني كه با دانش فيزيولوژي گياهي سروكار دارند با قانون بشكه آشنايي دارند. من درسهاي زيادي از اين قانون بشكه آموختهام. به طور كلي يك بشكه چوبي از تختههاي عمودي با ارتفاعات متفاوت تشكيل شده است ولي چيزي كه در حقيقت ظرفيت بشكه را تعيين ميكند، كوتاهترين تخته است كه در صورت پركردن بشكه از آب، تنها تا ارتفاع همان كوچكترين تخته ميتوان بشكه را از آب پر كرد. ظرفيت هر انسان، نهاد يا كشور نيز تابعي از كوتاهترين تخته بشكه و يا نقطه ضعف اوست. به عبارت ديگر تختههاي بلند نيست كه ظرفيت و پتانسيل يك سازمان يا كشور را مشخص ميكند بلكه كوتاهترين تخته است كه ظرفيت آنرا مشخص مينمايد. مساله كمبود آب هم به اعتقاد بنده نقطه ضعف و چالش زيست محيطي كشور ماست. مساله كمبود آب يك مساله جديد نيست و در دعاهاي داريوش پادشاه هخامنشي نيز آمده است كه خدايا اين مملكت را از سه چيز حفظ كن: دشمن، دروغ و خشكسالي. بنابراين آب، مساله كهن ماست و تاريخ كشاورزي ايران تاريخ تلاشهاي انسان براي دستيابي به منابع آب است. همه اختراعاتي كه ما ايرانيان در زمينه كشاورزي داشتهايم نظير قنات كه مهندسي بسيار پيشرفتهايست، تاريخ تلاش ما براي دست يابي به آب است. در سالهاي 1300 منبع آب ايران با جمعيت 10 ميليون، همان 40 هزار رشته قنات بودهاند و مقدار آبي كه از منابع آب زيرزميني برداشت ميكرديم به اندازه بارندگي بود كه به سفرههاي زيرزميني ميپيوست. تا كنون ما 500 هزار حلقه چاه عميق در كشور حفر كردهايم، كه به طور متوسط اگر از آنها 30 ليتر در ثانيه از سفرههاي زيرزميني برداشت شود، زيستن درازمدت در اين نقطه از جهان كه ما ايرانش ميناميم غيرممكن خواهد شد. اداره اين كشور در گرو سه مساله ميباشد: اول جمعيت اندك؛ در هيچ شرايطي حتي اگر تمام مسائل جمعيتي را حل كنيم كشور ما با اين ذخيره آب، در درازمدت توان پاسخگويي به جمعيت 70 ميليوني را ندارد. امروزه جمعيت بيشتر نشانه قدرت بيشتر نيست، چه كسي شك دارد كه ژاپن قدرتي بسيار قويتر از هند يك ميلياردي است. دومين مساله مهم قناعت و پرهيز از مصرف لجام گسيخته است، قناعت معادل همان مفهوم جديد افيشنسي يا كارايي است، اگر كشوري قدرتمند ميخواهيد بايد از منابع موجود با حداكثر كارايي استفاده كنيد. موضوع سوم تدبير در مديريت كلان كشور است. ما بايد از ديدگاه زيست محيطي به مديريت كلان كشور بينديشيم. با اين ترتيب بر اساس محاسبات دقيق وزارت نيرو كه از ديدگاه منابع آب در ايران انجام شده، حداكثر ظرفيت كشور ما با توجه به منابع آب موجود 10 ميليون نفر است. اين مساله جدي است، اگر كشور ايران را در درازمدت در نظر بگيريم به هيچ عنوان نميشود 70 ميليون انسان را 300، 400 سال در اين منطقه از جهان اداره كرد و سياسيتهاي جدي جمعيتي را بايد در پيش گرفت. پيشنهادم به انتشارات جهاد دانشگاهي اين است كه در جهت ترويج پايداري زيستن در ايران حركت كند و بر روي سه موضوع در چاپ كتب اولويت قائل شود: اول سياستهاي جمعيتي، دوم سياستهاي استفاده موثرتر از منابع، به ويژه آب و سوم پرداختن به الگوهاي مصرف منابع.
خبرهای مرتبط: - متن سخنرانی عبدالحسین وهابزاده در نشست قلم سبز - متن سخنرانی دکتر شمسیان، ریاست جهاد دانشگاهی مشهد در نشست قلم سبز - متن سخنرانی قاسمیان مدیر انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد در نشست قلم سبز - رونمایی از کتاب زراعت نوین توسط دکتر کوچکی در نشست قلم سبز
| |||||||
|
| ||||||||