|
| ||||||||
|
|
|
شناخت ناچيز ما از انسان به حيث يك گونه | ||||||
|
|
گفتگو با عبدالحسين وهابزاده و بهزاد سروري، ويراستار و مترجم كتاب تكامل و رفتار انسان كتاب
عبدالحسين وهابزاده درباره علت انتخاب اين كتاب براي ترجمه به فارسي گفت: «شناخت علمي ما از رفتار انسان به حيث يك گونه بسيار ناچيز است و آقاي سروري به همين دليل به درستي روي كتابي كه ضرورتش بسيار عاجل است، انگشت گذاشتند. شناخت انسان به حیث جسم سابقه طولانی ایی در ایران دارد، از زمان ابنسینا ما میخواسته ایم جسم انسان را بشناسیم تا مداوایش کنیم. ولی شناخت علمی روح انسان با کمال تاسف باید بگویم هنوز هم در ایران جایگاه درستی ندارد. خیلی از بحث هایی که نسبت به رفتار و روان انسان در علوم شناختی و روانشناسی صورت میگیرد، بیطرفانه نیست. در علوم دیگر نیز چندان بحث مفصلی درباره روان و رفتار انسان جریان ندارد و این کتاب از این نظر که میتواند فتح بابی در این زمینه باشد ، اهمیت فراوان دارد.» بهزاد سروري مترجم كتاب هم در اينباره گفت: «وقتي دانشآموز دبيرستان بودم براي آماده شدن جهت شركت در المپياد زيستشناسي كتاب اكولوژي رفتار ترجمه آقاي وهابزاده را مطالعه ميكردم و به اين مبحث بسيار علاقمند شدم، برادرم كه از علاقه من به حوزه رفتارشناسي مطلع بود وقتي به آمريكا رفت اين كتاب را براي من تهيه كرد و شايد اين از سر خوش شانسي بود. وقتي آنرا خواندم به شدت متاثر شدم و به نظرم آمد كه يكي از بهترين راههاي درك كتاب ترجمه آن است طوري كه خط به خط آن را بفهمم.»
سروري درباره جايگاه كارترايت در ميان زيست شناسان
تكاملي خاطرنشان كرد: «كارترايت استاد روان شناسي تكاملي است، هم فلسفه
علم را مطالعه كرده و هم زيست شناسي و اكولوژي رفتار. او در ليورپول و در
دانشگاه چستر تدريس ميكند. اهميت كارترايت در ميان صاحبنظران، در ارائه
نظريات جديد نيست. در واقع او به عنوان متفكر اين حوزه، مطلب جديدي به اين
رشته نيفزوده، بلكه اهميت او در تلاشش براي جمع آوري كل ايده هاي مطرح در
اين حوزه است. در حوزه تكامل و رفتار انسان هر حرف جديدي زده شده و هر
تحولي كه اين دانش كسب كرده است در كتاب او گردآوري شده است. هر كدام از
متفكرين اين حوزه مثل پينكر و داوكينز در صورت تاليف كتاب، نگاه خود را در
نوشته هايشان بسط ميدهند اما كارترايت در كتابش تمام نظرات را يكجا طرح
كرده است. معمولا کسانی که کتابهای درسی مرجع را مینویسند، آدمهای معروفی
نیستند و اهمیت کارشان در این است که با اشراف بر تمام حوزههای یک بحث
کتاب جامعی را در اختیار مخاطبان قرار می دهند. کارترایت هر حرف مهمی که
در این حوزه در دهه 90، يعني اوج نگاه تکاملی به رفتار انسان با انتشار
ایده های ویلسون و چاپ کتاب سوسیوبیولوژی، زده شده را در این مجموعه آورده
است. او یک تلقیق کننده خوب است و در لیورپول که بزرگترین مرکز دانشگاهی
روان شناسی تکاملی دنیاست و همچنین در دانشگاه چستر، به تدریس مشغول است.»
وي در خصوص اهميت ديدگاه تكاملي به رفتار انسان اظهار
داشت: « انسان یک موجود قدیم است نه یک موجود حادث شده که دیروز به وجود
آمده باشد. اینکه چگونه جفت پیدا میکند، چه چیزهایی زمینه های اصلی فکر
او را فراهم میکنند و به چه چیزهایی بیشتر توجه نشان میدهد، حسهای
پنجگانه او بیشتر در جستجوی چه چیزهایی هستند و به ما در شناخت چه چیزهایی
می توانند کمک کنند، همه موضوعاتی هستند که جز با توجه به پیشینه او نمی
توان بدانها پاسخ گفت. وهابزاده در پاسخ به این سئوال که یافته های رفتارشناسی تکاملی انسان از چه حدی از قطعیت برخوردارند گفت: «در اینجا قطعیت مانند هر بحث دیگری در مورد انسان است که چون نمی توانیم مستقیما روی او آزمایش انجام دهیم ناگزیر از استفاده از روش هایی مشابه دیرینهشناسی و نتیجهگیری بر پایه شواهد باقی مانده از میلیونها سال پیش هستیم. امروزه البته با مطالعه ژنوم انسان و در اختیار داشتن نقشه ژنتیکی او با قطعیت بسیار بیشتر از گذشته میتوانیم در مورد این موجود صحبت کنیم ولی ما در مورد گذشته انسان فیلم نداریم، شاهد زنده هم نداریم، تنها میتوانیم به شیوه یک باستان شناس یا شبیه شیوه عمل پزشکی قانونی که بعد از حدوث یک واقعه در مورد چگونگی آن نظر میدهند و براساس شواهد و قرائن حدس میرنند، عمل کنیم. اگر شاهدی در هنگام وقوع یک قتل حضور نداشته باشد آیا دادگاه نمیتواند قاتل را شناسایی کند؟ از روی شواهد غیر مستقیم موجود میشود کسی را محکوم کرد. در اینجا نیز شواهد به همان اندازه قوی هستند و میتوانند به ما کمک کنند. هنوز گروههایی از انسانها هستند که به شکلهای بدویتر زندگی میکنند و اگرچه اینها هم در مسیر تکامل، دچار دگرگونی هایی شدهاند و سازمان اجتماعیشان به موازات ما تکامل پیدا کرده ، ولی چون شرایط محیطی آنها به چیزی که اجداد اولیهشان در آن زندگی میکردهاند شبیهتر است، بنابراین ممکن است بسیاری از خصوصیات اولیه را حفظ کرده باشند، که به ما امکان مطالعه آنها را ميدهد و میتوانیم از روی آنها بگوییم که گذشته خودمان چگونه بوده است. به علاوه شیوههای پیچیدهایی که در دیرینشناسی به کار گرفته میشود میتواند به ما در مورد گذشتهمان چیزهای بسیاری بگوید. گذشته از این بسیاری از رفتارهایی که انسان در تمام عرصههای کره زمین از خودش بروز میدهد و رفتارهایی که به یک فرهنگ خاص محدود نیست میتواند به ما در کشف ریشههای مشترک رفتار آدمی کمک کند، هرچند حتی یک رفتار مشترک نیز تحت تاثیر فرهنگ و شرایط اجتماعی دگرگون می شود اما این دگرگونی به این معنا نیست که آنها کان لم یکن میشوند. با اینکه شکلشان و برخی خصوصیات تغییر میکند اما میشود آنها را بازسازی نمود.» سروری درباره بحثهايي كه بر سر ديدگاههاي تكاملي در محافل علمي جهان جريان دارد گفت: « تكامل داروينی در حال حاضر همانقدر مورد توافق دانشمندان علوم زيستي است كه به عنوان نمونه جاذبه زمين مورد توافق دانشمندان فيزيك. استفاده از پروسه داروينی مورد توافق همه است. چيزي كه در بين آنها تفاوت ايجاد ميكند جزییات نظريه است. يكي روان شناختيتر است و يكي تكامليتر، يكي بيشتر به تغييرات محيطي بها ميدهد و يكي كمتر؛ ولي از آنجايي كه همه متفقالقولاند كه انسان ذهن دارد و اين ذهن برآمده از پروسهايي دارويني است پس حتما كاركردهاي ذهني ما ناشي از طي كردن يك پروسه تكاملي دارويني است. يك دسته بر اين نظرند كه در طول اين پروسه اتفاقاتي براي ما افتاده است كه ما را قادر مي كند فرع بر آن گذشته عمل كنيم، اما دسته ديگر با اين نظر مخالفند و ميگويند ما هنوز به گذشتهمان وصل هستيم و خيلي دور نشدهايم و بالا نيامدهايم كه بتوانيم بر فراز آنچه به ما رسيده است عمل كنيم.
عدهايي از جمله جامعهشناسان معتقدند كه جامعه
ميتواند به رفتار انسانها جهت دهد. فارغ از اينكه اين انسان چه گذشتهايي
داشته است ولي جريان افزاينده و پيش روندهايي وجود دارد، چه در آمريكا و
چه در اروپا كه اينرا نفي ميكنند و معتقدند كه پيشينه ما قويتر از اين
است كه اجتماع بتواند روي او تاثير بگذارد و دعوا هم سر همين است.» وي با ذكر مثالي از ریچارد داوكينز، در توضيح اين مساله گفت: « داوكينز تاريخ حیات و رابطه ی تمد ن بشر با آن بر روي كره زمين را به یه فا صله ی استخوا ن جناق تا نوک انگشتا ن بدن انسان تشبيه ميكند و ميگويد اگر جناق سينهمان را مبدا پيدايش حيات بدانيم و دستمان را باز كنيم و فرض کنیم از اين استخوان جناق كه به طرف انتهاي دست بياييم حركت زمان باشد به سمت جلو و انتهاي ناخنمان لحظه كنوني باشد، ما در اين مسير از موجودات تك سلولي آمدهايم به پرسلولي و به بي مهره و مهره دار و دو زيست و خزنده و پرنده و پستاندار و در نهايت رسيدهايم به انسان اوليه و انسان امروزي، كه در دورهايي ده هزار ساله به كشاورزي، دامداري و بهرهبرداري از منابع طبيعت دست يافت و به تدريج نهادهايي مثل دين، قانون، حكومت و خانواده را به شكل امروزي شكل داد و اقتصاد و فرهنگ و سياست در اين ده هزار سال اخير شكل كنوني خود را پيدا كردهند و ما در اين حباب ده هزار ساله چنان گرفتاريم كه فكر مي كنيم همه چيزمان از گذشته دور به همين شكل امروزي بوده است در حالي كه به قول داوكينز اگر فقط با يك سوهان ناخن به ناخونمان يك ضربه بکشیم ده هزار سال پاك شده است و ما بيرون از آن 10 هزار سال قرار گرفتهايم، شبيه انساني كه شكارچي-گردآورنده بود. بنابراين خيلي نميتوانيم روي چيزهايي كه در حال حاضر دوروبرمان را احاطه كردهاند به عنوان چيزهايي كه همواره با ما بودهاند نگاه كنيم، يعني اين موجود يك پوسته ظاهري براي خودش درست كرده و ما فريفته آن ظاهر هستيم و اگر بخواهيم او را به خوبي بشناسيم چه بهتر كه يك سوهان ناخن بكشيم.» وهابزاده در پايان در معرفي بهزاد سروري مترجم كتاب اذعان كرد: «اينكه يك دانشآموز كه هنوز دبيرستان را تمام نكرده، علاقمند به ترجمه كتابي در اين سطح بشود و آن ترجمه مورد تصويب يك مرجع دانشگاهي قرار بگيرد و موافقت كنند كه آنرا چاپ كنند، اين نويد را ميدهد كه در آينده يك زيستشناس بزرگ خواهيم داشت.»
سروري نيز درباره خود گفت: «23 سال دارم، پزشكي
ميخوانم و ورودي سال 85 هستم، هرچه در حال حاضر دارم برميگردد به سالهاي
دبيرستان و مطالعه براي شركت در المپياد زيست شناسي. يكي از آنها مطالعه
اكولوژي رفتار ترجمه آقاي وهابزاده بود كه مرا به اين مبحث علاقمند كرد و
ديگري بحث ژنتيك است كه پروژهايي را انجام دادم كه در جشنواره خوارزمي
جايزه اول دانشآموزي ششمين دوره را در سال 1383 از آن خود كرد. اين كار
تشخيص عود بيماري CMA بود با استفاده از تكنيك QRT-PCR. كاري كه در حال
حاضر به آن مشغولم و برايم اهميت بسياري دارد برگزاري جلسات تكامل هر پنج
شنبه در سازمان دانشجويان جهاد دانشگاهي مشهد است. چيزي كه باعث ميشود
طيفي از آدمهاي مختلف از رشته هاي مختلف دانشگاهي دور هم جمع شوند و به
لحاظ تكاملي انسان را مورد بررسي قرار دهند.»
| |||||||
|
| ||||||||