|
درباره کتاب
چقدر کافیست؟ (جامعه مصرفی و آینده زمین)
تالیف: آلن درنینگ
ترجمه عبدالحسین وهابزاده
ارزش کالاهای تجملی که در سراسر جهان به فروش می رسد، اعم از لباسهای مد
روز، ماشینهای آخرین سیستم و سایر تلههای ثروت، از رقم تولید ناخالص ملی
دو سوم کشورهای جهان فزونی میگیرد. متوسط درآمد سرانه جهان، یعنی 5000
دلار، پایینتر از خط فقر در آمریکاست. شکاف عمیقی، دارا و ندار را در مصرف
مواد از هم جدا کرده است، این شکاف اثرات خودش را بر جهان طبیعت به عریانی
نشان میدهد. بهرهکشی جامعه مصرفی از منابع طبیعی موجب شده تا جنگل، خاک و
آب و هوا در معرض تهدید به تهی شدن، مسموم شدن و یا تغییر برگشتناپذیر
ماهیت قرار بگیرد.
شگفتا که مصرف زیاد به تعبیر خود بشر نیز یک موهبت آمیخته به مصیبت بوده
است. مردمی که در دهه 90 زندگی میکردند 4.5 برابر از اجداد خود در ابتدای
قرن بیستم ثروتمندترند، اما 4.5 بار خوشحالتر از آنها نمیباشند. شواهد
روانشناختی نشان میدهد که رابطه بین مصرف و خشنودی یک رابطه ضعیف است.
بسیاری از ما در جوامع مصرفی چنین احساس میکنیم که دنیای پرنعمت ما به
گونهای تهی است و ما، فریفته فرهنگ مصرفی، در تلاش عبثی هستیم که با
مادیات برای خود خشنودی فراهم کنیم، خشنودیایی که اساسا یک نیاز اجتماعی،
روانشناختی و روحی است. البته فقر و بینوایی، به عنوان نقطه مقابل
مصرفگرایی نیز نه راه حل مشکلات زیستمحیطی است و نه مشکلات بشر را برطرف
میکند. این یکی، برای مردم بدتر و برای دنیای طبیعی نیز بدتر است. شاید
نیمی از یک میلیارد مردم کاملا فقیر جهان در هزارتوی فقر بوم شناختی و فقر
اقتصادی گرفتار باشند. آنان به ناچار و آگاهانه از زمین سوء استفاده
میکنند و برای نجات امروز خود آینده را فدا میسازند.
اگر بیچیزی یا ثروتمندی مردم به انهدام محیط زیست منجر میشود پس باید دید
که چقدر کافیست؟ زمین توان تامین چه سطحی از مصرف را دارد؟ از کجا به بعد
است که داشتن چیز بیشتر بر خشنودی بشر چندان نمیافزاید؟
اگر قرار است اکوسیستمهای تامینکننده حیات این کره برای نسلهای آینده
نیز باقی بماند، جامعه مصرفی به ناچار بایستی از مصرف منابع خود به شدت
بکاهد. این کار تا حدودی از طریق تغییر وضع به سمت استفاده از کالاهای
بادوام کممصالح و با کیفیت و تا حدودی نیز از طریق یافتن رضایتخاطر در
روابط انسانی، فراغت و سایر شیوههای غیرمادی میسر است. برای تامین محیط
زیستی که بتواند زندگی بشریت را تامین کند در نهایت بایستی ارزشهای خود را
دگرگون کنیم.
در کتاب حاضر نویسنده استدلال میکند که جامعه مصرفی، به خاطر خود ما و
زیستپذیری آینده این سیاره فقط میتواند یک دوره گذرا ذر تاریخ جهان باشد،
همه پدر و مادرها میخواهند که زندگی بهتری به فرزندان خود بدهند، اما
بایستی این مساله را درک کرد که این زندگی بهتر نمیتواند از اتومبیل
بیشتر، کولر گازی بیشتر، غذای یخزده و آمده بیشتر و مراکز خرید بزرگتر
تشکیل شده باشد. بهتر آنست که دنیایی را به فرزندان خود واگذاریم که امکان
برآوردن نیاز همگان به غذا آموزش، کار مطلوب، سرپناه و بهداشت مناسب در آن
گسترش یافته نه اینکه نقصان گرفته باشد. این کار فقط به شرطی امکان دارد که
مردم، شیوه زندگی خود را دگرگون کنند. آلن درنینگ کتاب خود را با بررسی
هزینههای زیست محیطی مصرف شروع کرده و در ادامه راه حلهایی را که هم
اکنون در برخی نقاط دنیا برای استفاده از رژیم غذایی سالمتر، وسایط نقلیه
سازگارتر با محیط زیست و نیز مهار ضایعات، مصرف مجدد و بازچرخش مواد مورد
بهرهبرداری قرار میگیرد ذکر میکند. در فصل آخر نیز به پیش نیازهای مهار
مصرفگرایی میپردازد و تاکید میکند که مبارزه با آگهیهای تبلیغاتی،
تلویزیونهای تجاری و مراکز خرید، که به قصد برانگیختن اشتهای مصرف در ما
ایجاد شدهاند، برای همه آنها که میخواهند در چارچوب امکانات این کره
زندگی کنند، بایستی از الویت بالایی برخوردار باشد.
درباره کتاب
آخرین واحه (آب، مایه حیات)
تالیف: ساندرا پوستل
ترجمه: عبدالحسین وهابزاده، امین علیزاده
برای بسیاری از مردم، ساده است که داشتن آب را امری بدیهی بپندارند، شیر را
باز میکنیم و آب موجود است، سرد و گوارا و آماده نوشیدن. چنان تصور
میکنیم که همواره چنان خواهد بود. همراه با انحراف آب رودخانهها به سمت
شهرها و مزارع کشاورزی، دریاچهها و تالابها در حال خشکیدن و کوچکتر شدن
میباشند. همچنانکه کشاورزان برای تامین غذای جمعیت رو به ازدیاد جهان،
مجبور به برداشت آب بیش از حد جایگزینی آن هستند، سطح آب زیرزمینی مرنبا
فرومیافتد. راندمان آبیاری برای سراسر جهان تقریبا کمتر از 40 درصد است.
در نتیجه اغلب آبهایی که به قصد کشاورزی منحرف میشوند، حتی به محصول نیز
فایده نمیرسانند. درگیرو دار این اتلاف، شهرنشینان همه جا بر سر حق
استفاده ار آب با کشاورزان در رقابتند و به این ترتیب فشار بر منابع محدود
آب باز هم افزایش مییابد.
بهجای آنکه برای برآوردن نیازهای روبه افزایش فرد رو به ساختن سدهای عظیم
و انحراف آب، با تمام عواقب مخرب زیست محیطی، بهداشتی و اجتماعی آن بیاوریم
لازم است تا رویکرد خود در مورد کل مساله آب را مورد تجدید نظر قرار دهیم.
راندمان بایستی نخستین انتخاب ما باشد. نویسنده کتاب آخرین واحه، با ارائه
مدارک نشان میدهد که مصرف آب میتواند در کشاورزی از 10 تا 50 درصد، در
صنعت 40 تا 90 درصد و در شهرها یک سوم کاهش یابد، بدون آنکه بازده اقتصادی
یا کیفیت زندگی صدمهیی ببیند.
با ورود به دوران کمبود آب، نیاز به اخلاق جدید مطرح است که در همه کارها
مشوق راندمان و حفاظت از سیستم آب باشد. ساندرا پوستل در بخش پایانی کتابش
اشاره می کند که بخشی از این اخلاق، قبول وظایف و مسئولیت هایی است که با
حق استفاده از آب قرین است، یعنی مسئولیت حفظ کارکردهای بوم شناختی آب،
حداکثر استفاده ممکن از هر لیتر آبی که از آبراه های طبیعی گرفته می شود و
کمک به دیگران در استفاده از این مواهب.
|