|
متن کامل سخنرانی دکتر حمید طراوتی در نسشت
نقد و بررسی کتاب طرح امید
دکتر حمید طراوتی از فعالان محیط زیست کشور و مترجم بيش از 11 عنوان کتاب
زيست محيطی, و عضو هيات مديره موسسه تحقيقاتي Earth policy در نشستی که به
بهانه روز بین المللی زمین در انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد برگزار شد و به
نقد و بررسی آخرین کتاب ترجمه شده توسط ایشان به نام "طرح امید؛ آینده و
محیط زیست" اختصاص داشت، به توضیح اهمیت مساله گرم شدن زمین و لزوم انجام
اقداماتی عاجل برای جلوگیری از روند پرشتاب آن پرداخت و سپس راه حلهایی را
که لستر بروان، یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین متفکرین حوزه محیط زیست در
جهان در کتاب "طرح امید" ارائه داده است به اختصار عنوان نمود.

طرح امید آخرین کتاب لستر براون است و آخرین هشدارهای
او را دربر میگیرد. یکی از مهمترین مباحث این کتاب که الان تبدیل به
مهمترین مساله جهان شده است، مساله تغییر آب و هواست و اخیرا برمبنای همین
کتاب "پلن بی"، ایشان طرحی عملی ارائه دادهاند که چگونه ما میتوانیم تا
سال 2020 از مشکلاتی که پیش آمده جلوگیری کنیم و تمدن را نجات دهیم.
گرم شدن کره زمین بزرگترین خطری است که اینروزها انسان را تهدید میکند، در
اینجا جالب است که بخشی از کتاب پیغمبر دزدان تالیف باستانی پاریزی که به
نقل قولی از ابوالحسن خان مستوفی منشی پرداخته بیاورم تا مقایسهایی میان
وضعیت قرون گذشته و حال بتوان انجام داد:
" زمستان هذه السنه ایت ئیل 1328/1910 در اول قوس بنای برف و سرما و
بارندگی گذاشت. شبیه وبا مرضی پیدا شد. تمام اعیان و اشراف گریختند به
اطراف بلوکات. فقیر و جمعی عیال به چند سبب نتوانستم حرکت کنم: اولا ناخوشی
طپش قلب و تهوع و نوبه داشتم، اسباب حرکت به هیچ طرف فراهم نبود، و تا آخر
جدی حالتم بعد از سه دست سنا خوردن بهتر شد. لیکن برف و باران و سرما هیچ
تخفیف پیدا نکرد. کار ذوغال هیزم به جایی رسید که ده سیر بیخته و ذوغال –
اگر یافت میشد- سر اهالی قسمت میشد. یک من سی شاهی رسید. هيزم دامنه،
باری هشت قران، هیزمتر سه من یک قران، هیزم باغی نیم چین دو من نیم یک
قران. چند روز است باد و طوفان اسباب زحمت شده، به طور صحیح چهل شبانه روز
جمال آفتاب زیارت نشد. آنقدر برای خلق سخت گذشته که به تحریر درست نمیآید.
خدا عاقبت کار را به خیر کند. "
این سخنان قریب صد سال پیش نقل شده است، و در شروع کار بد ندیدم که این متن
را نقل کنم، دو نکته را از این متن میشود دریافت: اولا اینکه چقدر هوا
سردتر بوده، زمستانهای قدیم را دیگر نمیتوان دید. چهل شبانه روز جمال
آفتاب دیده نمیشده است، و دوم اینکه چقدر مردم سختی میکشیدند و سوختهای
فسیلی که امروزه به مشکلی اساسی بدل شدهاند، در آن زمان چقدر به داد بشر
رسیدهاند و باعث رشد و پیشرفت بشر شدهاند. در مورد گرمشدن کره زمین،
اتفاقاتی اخیرا دیده شده است که بسیار مهم میباشند، در قطب شمال اقیانوس
منجمد شمالی قرار دارد که همیشه باید یخزده باشد، ولی چند سال است که
تابستان یخ قطب شمال آب میشود و در نتیجه کشتیها میتوانند برای چند هفته
از اقیانوس اطلس به اقیانوس کبیر بروند، بدون اینکه از مسیرهای طولانی دیگر
را طی کنند. این موضوع تا کنون در تاریخ کره زمین سابقه نداشته است. در این
چند هفته احتیاجی به عبور از کانال پاناما و یا دهانه امید نیک نیست. پوشش
یخ قطب شمال یکی از عناصر اصلی آب و هوایی کره زمین است، که در تعادل کره
زمین موثر است و در واقع مثل یک زلزله سنج عمل میکند، و در حال حاضر از
ایفای این کارکرد عاجز است. به این ترتیب تعادل حرارتی زمین بر هم خورده
است، یعنی حرارتی که زمین از خورشید جذب میکند بیشتر از حرارتی است که از
دست میدهد و سیاره ما پیوسته گرمتر میشود و نظامهای اکولوژیک هم
عکسالعمل نشان میدهند.
دوران چهارم زمینشناسی عصر یخبندان بود، یعنی تا 10 هزار سال پیش کره زمین
پوشیده از یخ بود، اما از 10 هزار سال پیش یخها شروع به آبشدن و
عقبنشینی کردند و کشاورزی در همان زمان کشف شد. اما از 150 هزار سال پیش
یخ قطب شمال آب نشده بود و چنین چیزی اتفاق نیفتاده بود، این یک تغییر
زمینشناختی بزرگ است که به دلیل فعالیتهای بشر رخ داده است و پل کروتسن
برنده جایزه نوبل شیمی در سال 2000 معتقد است که این تغییر آن قدر بزرگ است
که باید بگوییم ما وارد عصر زمینشناسی جدیدی شدهایم: دوران زمین- انسان.
( َAnthropocene)
اما آيا ما تا به حال چيزي از تغيير آب و هوا حس كردهايم؟ واقعيت اين است
كه گرم شدن زمین بسیار نامحسوس بوده است، حتي هماکنون نیز بسياري مساله را
جدي نميگيرند، مشاهده میشود که كمي هوا گرمتر شده، جنگلها از بين
رفتهاند و بسياري گونهها نابود شدهاند و شايد به نظر بعضيها این
موارد خيلي هم مهم نباشد. اما باید دقت کنیم که تغييرات ايجاد شده با مقياس
زماني كره زمين، خيلي سريع روي داده و خيلي بزرگ بوده است. تغییراتی که ذوب
یخها، اسیدیشدن اقیانوسها و مهاجرت گونهها علایم آن هستند، در مقیاس
زمانی سیاره زمین، تمام قوانین شناختهشده سرعت را شکستهاند.
تغيير آب و هوايي كره زمين مثل كشتي عظيم حمل بار است، يك كشتي باري پر از
كانتينر كه هر كدام 40 فوت ارتفاع و بین 35 تا 37 تن وزن دارند و صدها
كانتينر توسط هر کشتی حمل ميشود، انرژي بسيار زيادي لازم است تا اين
كشتي به حركت درآید، اگر ديده باشيد در روز اول خيلي كند حركت ميكند، شايد
فقط 100 متر جلو برود ولي وقتي راه افتاد و به وسط دريا رسيد ديگر مهار آن
بسیار دشوار است. تغيير آب و هوا نیز به همين گونه است؛ تا مدت زمان معینی
قابل مهار بوده اما بعد از این مدت مهار آن مانند يك كشتي باري غيرممكن
ميشود. امواج گرم شدن كره زمين اكنون مانند يک تسونامي است كه تنها چندمتر
ارتفاع دارد و درعمق اقيانوس ايجاد شده اما وقتي به ساحل برسد همه چيز را
نابود خواهد كرد.
خطر تغيير آب و هوا را اول بار یك شیميدان سوئدي در قرن نوزدهم مطرح كرد
اما تنها در اواخر دهه ۸۰ بود كه دانشمندان با جمع آوری مدراک كافی به اين
نتيجه رسيدند كه اين تغيير در حال انجام است و بشريت را تهديد میكند. جيمز
هانسن دانشمند آمريكايي سازمان هوا- فضانوردي ملی آمريكا (ناسا) اول كسی
بود كه در ۲۳ ژوئن ١۹۸۸ توجه سياست مداران جهان را به مساله گرم شدن آب و
هوای كره زمين جلب كرد. در سال 1988 كه هوا بسيار گرم بود و آمريكاييها از
شدت گرما غافلگير شده بودند، هانسن در مقابل كميته سناي آمريكا شهادت داد
كه ۹۹ درصد مطمئن است كه گرمای بیسابقه آن سال، يک تغيير طبيعی نيست و
تحقيقات او نشان داده است كه افزايش گرمای كره زمين ناشی ازافزايش غلظت گاز
دی اكسيد كربن و ساير آلايندههای جو است. هانسن گفت ترديد را كنار بگذاريد
مدارك با قدرت نشان ميدهد پديده گلخانهاي بروز كرده است. هشدار هانسن را
ساير دانشمندان تاييد كردند و حكومتها به فكر افتادند تا به نحوی ميزان
گازهاي گلخانهای را از طريق نوعی توافق بين المللي كاهش دهند.
يكي از تاثير گذارترين اين افراد لستر براون بود، که سالها در زمينه محيط
زيست فعاليت كرده و موسسه تحقيقات زيست محيطي ورلد واچ و ارت پاليسي را جهت
انجام فعالیتهای تحقیقاتی بنيانگذاري كرد. او يكي از كساني بود كه در
جاافتادن اين مساله نقش مهمي داشت. تحت تاثير اين فعاليتها در سال ١۹۹۲در
كنفرانس ريودوژانيرو با حضور تمام رهبران جهان، قرار داد جهاني برخورد با
تغيير آب و هوا به تصويب سران دولتهاي جهان رسيد. محتوای این قراردادي
چارهجویی برای مقابله با وضعيت به وجود آمده بود. بر اساس اين قرارداد 5
سال بعد در١۹۹٧، پروتكل كيوتو تصويب شد كه محدوديتهايي قانوني براي انتشار
گازهاي گلخانهاي كشورهاي صنعتي ايجاد كرد. در دهه نود اقبال عمومی نسبت به
مشکلات زیست محیطی بسیار گسترده شده بود و در سال 1990 يكي از بزرگترين
تظاهرات زيست محيطي در روز زمين برگزار شد و مردم و فعالان محيط زيست به
قدري فعاليت كردند که به نظر میرسيد مساله دارد حل ميشود و حكومتها به
سمت حل مشكل پيش ميروند. اما شركتهاي نفتي و ساير كمپانيهايي كه منافعي
داشتند مانع از رسیدن به چنین آرزویی شدند. يك سري افراد مخالف خوان كه
اكثر آنها داراي مدرك PHD بودند و براي شركتهاي نفتي كار ميكردند از عدم
قطعيت و وسواسي كه معمولا در علم هست سوء استفاده كردند و گفتند مساله
اينطور نيست، معلوم نيست كه كره زمين در حال گرم شدن باشد، اينها بحثهايي
است كه هنوز ثابت نشدهاند. علم دچار وسواسي است كه به عنوان نمونه 50 سال
است كه گفته ميشود سيگار باعث سرطان ريه ميشود ولي هيچ دانشمند بيولوژيست
و يا متخصص ريه نميگويد سيگار مساوي است با سرطان، چون هنوز آن تغييرات
سلولياي كه دقيقا منجر به سرطان ميشوند كشف نشدهاند. در مورد تغيير آب
و هوا هم همينطور است، همه علائم ديده ميشوند ولي برخي دانشمندان منتظر يك
سري مدارك جديد هستند. به هر حال اين افراد در آمريكا نفوذ داشتند و
توانستند باعث جلوگيري از پيشرفت اين موضوع شوند. در لاهه در اواخر دوره
كلينتون آمريكاييها با اروپاييها به بحث و گفتگو پرداختند. دو هفته بحث و
اختلاف نظر شديد و يک جلسه شبانه دردناک در انتهاي آن كه تا صبح طول كشيد،
هيچ حاصلي به بار نياورد. علت اصلي، بي اعتمادی بين مذاكرهكنندگان
آمريكايی و اروپايی بود. این بیاعتمادی با روي كارآمدن جورج بوش بيشتر
شد. جورج بوش در مبارزات انتخاباتي حمايت خود را از مساله تغيير آب و هوا و
همكاري با ساير كشورها اعلام كرد. دو ماه بعد، تحت فشار ديک چنی معاون رئيس
جمهور و شركتهای نفتي، جورج بوش چرخشی ١۸۰ درجه كرد و به طور كلی پرو تكل
كيوتو را رد كرد و مذاكرات را به تعطيلي كامل كشاند. در سالهای بعد
كشورهای اروپايی، كانادا و ژاپن و روسیه با تلاش بسیار پروتکل كیوتو را
تكمیل و تصویب كردند. اما زمان و قدرت سياسی برای حرکت از بین رفته بود.
مهمتر از آن اعمال يک جانبه دولت جورج بوش شکاف بین شمال و جنوب برسر
تغيیر آب و هوا را تشدید كرد و اين موضوع اكنون یكي از مهمترین موانع
پیشرفت در این زمینه است. دو دهه فرصت اكنون از دست رفته است و در طي آن نه
تنها كشورهاي صنعتي انتشار خود را مهار نكردهاند بلكه جمعيت عظيمي در
كشورهاي در حال توسعه به مرحلهاي رسيدهاند كه پيوسته به انتشار
ميافزايند.
همه ميدانيم غلظت گازكربنيك جو سبب بالارفتن دماي كره زمين شده است. غلظت
گاز کربنيك جو در آغاز انقلاب صنعتي ، ۲٧۰ ppm و در سال ۲۰۰۴ ميلادي ، ۳٧٧
ppm و در سال ۲۰۰7 ميلادي ، 384 ppm بوده است. چنين غلظتی بسيار بالاتر از
سطح گازکربنيك در هزارههاي گذشته است. مشاور علمی ارشد دولت انگلستان يک
قطعه يخ قطب جنوب را به عمق سه كيلومتر كاوش كرد و نشان داد كه غلظت دی
اكسيد كربن همواره بين ۲۰۰ ppm در دورانهای يخ بندان و حداكثر ۲٧۰ ppm در
دورانهاي گرم در نوسان بوده. اين تغييرجهت از عصر يخ به دورههای گرم
بارها روي داده و هر بار نيز دامنه نوسان غلظت گاز كربنيك در همين حدود
بوده است. در سال 1990 ، 6/22 ميليارد تن دي اكسيد كربن توليد شد كه در سال
2007 به 31 ميليارد تن رسيد، يعني 37 درصد رشد داشت، روزانه 85 ميليون تن
دي اكسيد كربن وارد جو زمين ميشود يعني 13 كيلوگرم به ازاي هر نفر. در دهه
90 سالي يك درصد افزايش در انتشار اين گاز داشتيم و در 2000 تا 2007 به
سالي 5/3 درصد رسيده است و بيشترين افزايش هم از آن چين بوده است. چون چين
و ساير كشورهاي در حال توسعه به مرحله انرژي-بر رشد اقتصادي وارد شدهاند و
كارخانهها، ساختمانها، نيروگاهها و اتومبيلهاي آنها، مقادير عظيمي
سوخت فسيلي مصرف ميكنند. انتشار دي اكسيد كربن توسط آمريكا بين سالهاي 90
تا 2008 ، 28 درصد رشد كرده و در همين مدت در چين 150 درصد. قبلا آژانس بين
المللي انرژي اعلام كرده بود كه تا سال 2030، ميزان انتشار گاز دي اكسيد
كربن در چين از آمريكا پيشي خواهد گرفت ولي در سال 2006 گفتند كه اين اتفاق
افتاده است. به علت اينكه جنگلها دي اكسيد كربن را در خود ذخيره ميكنند،
نابودي جنگلها مساوي با افزايش كربن جو است و اين هم يكي از عوامل است.
نتيجه همه اينها يعني نابودی جنگلها و افزايش گازكربنيك جو، گرم شدن كره
زمين است. ظرف يك قرن گذشته دماي كره زمين 7/0 درجه گرمتر شده و اين مقدار
شايد به نظر خيلي مهم نيايد، ولي تفاوت بين آخرين دوران يخبندان و حال حاضر
فقط چهار درجه است. دانشمندان موسسه مطالعات فضايي گودارد وابسته به ناسا
اطلاعات مربوط به درجه حرارت كره زمين را از شبكهاي مركب از حدود 800
پايگاه مونيتورينگ آب و هوا كه در نقاط مختلف كره زمين قرار دارد به دست
ميآورند. اين كار از 129 سال پيش يعني از سال 1880 شروع شده و همچنان
ادامه دارد.
23 سال از گرمترين سالهايي كه تا كنون ثبت شده از 1980 بدين سو بوده است.
7 سال از گرمترين سالها در 9 سال گذشته بوده يعني ظرف اين مدت فقط دو سال
بسيار گرم نبوده است. از همه سالها گرمتر در تاريخ كره زمين، سال 2005
بوده است، و سالهاي 2002، 2003، 2004 و 2006 همه جزو گرمترين سالهاي
تاريخ بودهاند. اين گرما عوارضي دارد، از جمله كاهش محصولات زراعي است،
در ۴ سال از اين هفت سال ( ۲۰۰۲،۲۰۰۳، ۲۰۰٥، ۲۰۰٦) محصول غله جهان شديدا
صدمه ديده و در آنها ميزان توليد از ميزان مصرف كمتر بوده است. موسسهایی
در جهان تاسيس شده است با نام پنل بين دولتي تغيير آب و هوا، بخش برنامه
محيط زيست سازمان ملل بعلاوه سازمان جهاني هواشناسي اين مجموعه را تشكيل
دادند، 2500 داانشمند عضو اين پنل هستند. کار اينها تحقيق نيست و فقط نتايج
تحقيقات ديگران را بررسي ميكنند و هر 6 سال يك گزارش ارائه ميدهند، آخرين
گزارش آنها در سال 2007 بود و به اين نتيجه رسيدند كه انسان عامل اصلي
انتشار گازكربنيك و افزايش دماي كره زمين است و اگر اقدامي انجام نشود تا
پايان قرن حاضر، 6 درجه به دماي زمين افزوده ميشود. پنل بين دولتي
پيشبيني ميكند كه تا پايان اين قرن درجه حرارت 1/1 تا 4/6 درجه حرارت
بالاتر ميرود، اين بالاتر رفتن يعني نسبت به سطح ماقبل صنعتي، سطح آب
درياها هم به علت گرم شدم زمين بالا ميرود و برآورد كردهاند بين 18 تا
59 سانتي متر بالا برود. نظر ديگران تندتر از اين است، آقاي رامستورف رئيس
موسسه تحقيقات آب و هوايي پوتسدام براساس پژوهش طولاني موسسه درباره رابطه
بين گرماي كره زمين و سطح درياها طي قرن گذشته، پيشبيني ميكند كه تا سال
2100 سطح آب درياها 5/0 تا 4 متر بالاتر از سطح سال 1990 خواهد بود. مناطقي
كه بيشترين تغيير در آنها رخ خواهد داد: مناطق شمالي زمين بيشتر گرم
ميشوند، كنار درياها كمتر گرم ميشود، داخل خشكيها بيشتر گرم ميشود،
ولي كاهش برف و آب شدن يخچالهاي دائمي در هر دو نيمكره اتفاق خواهد افتاد.
از ديگر اتفاقاتي كه ميافتد، خشكسالي، افزايش حوادث آب و هوايي، امواج
شديد گرما ، خشكساليهاي بيشتر، گردبادهاي گرمسيري نيرومندتر، بارندگيهاي
سريع و سيل شديد در بسياري از مناطق جهان ديده خواهد شد. دماي هوا در
بسياري از مناطق طي دهههاي آينده در تابستانها به 48 درجه سانتيگراد
افزايش نیز خواهد رسید. در مناطق خشك جهان مثل حوزه مديترانه، آفريقا ،
برزيل، دچار كمبود شديد آب خواهيم شد، مناطقي كه بيشتر صدمه ميبينند:
تندراها، جنگلهاي شمالي، نواي كوهستاني، حوزه مديترانه، جنگلهاي باراني،
جزاير مرجاني، جنگلهاي حرا، نظامهايي كه به يخ درياها وابستهاند، كساني
كه بيشتر از همه صدمه ميبينند: توفان كاترينا و گرماي شديد سال 2003 در
اروپا نشان داد كه حتي در كشورهاي ثروتمند نيز فقرا، سالمندان و كودكان
بيشتر صدمه ميبينند و آسيبپذيريشان بيشتر است. پنل بين دولتي ميگويد
اگر اقدامي نشود تا سال 2100ديگر اقيانوس منجمد شمالي وجود نخواهد داشت،
گونهها و اكوسيستمهاي وابسته به يخ از بين ميروند و اين از بين رفتن
يخ درجه حرارت را در اطراف قطب شمال زياد ميكند، كانادا، روسيه و آلاسكا
به شدت صدمه ميبينند. اگر درجه حرارت 2 و نيم درجه افزايش پيدا كند، خرس
قطبي از بين ميرود. در مناطق خشك واقع در عرضهاي جغرافيايي مياني، مثل
ايران و در مناطقي كه به آب رودخانههايي كه از ذوب يخ به وجود ميآيد
وابستهاند هم بارندگي كم ميشود.
در سال 2002 گرما چنان شدید بود که در هندوستان، آمریکا و کانادا، محصول
غله 90 میلیون تن کاهش پیدا کرد. دلتاها جزو مناطق شدیدا آسیبپذیر در
برابر گرمشدن دمای هوا هستند. دلتای نیل در آفریقا، دلتای مكونگ و گنگ
برهماپوترا در آسيا ، با خطر بسياري مواجهند زيرا كه هم جمعيت آسيبپذير
آنها زياد است و هم در معرض بالا آمدن آب دريا و امواج توفان و سيلهاي
رودخانهاي هستند.
سئوالی که مطرح است این است که گرمای قابل تحمل برای کره زمین کدام است؟ آن
مقدار گرما كه بتواند بر عناصر اصلي و بزرگ مقياس نظام آب و هوايي تاثيرات
غیرقابل بازگشت و مخربی بگذارد نقطه اوج گرما ناميده میشود. اگراز نقطه
اوج بگذريم ديگر سرد شدن بعدي آب و هوا، روندهايي را كه ايجاد شدهاند
متوقف نخواهد كرد تا زماني كه تعادل جديدي ايجاد شود كه معلوم نيست چگونه
خواهد بود و ممکن است شکل جدیدی از حیات نه به آن گونه که ما تا کنون
میشناختیم به وجود بیاید.
از عناصر اصلی آب و هوایی جهان یکی یخ اقیانوس منجمد شمالی است که اگر دما
بالا برود آب میشود، پوشش یخ جزیره گرینلند اگر ذوب شود سطح دریاها 7 متر
بالا خواهد رفت و تمام شهرهای ساحلی مثل نیویورک و واشنگتن به زیر آب
خواهند رفت. پوشش یخ قطب جنوب اگر آب بشود سطح آب دریاها را 4 تا 5 متر
دیگر بالا خواهد برد. جریان دریایی اقیانوس اطلس که به آن النینو میگویند
که از اقیانوس اطلس آب گرم بالا میآید واروپا را خنک میکند و برمیگردد.
علت اینکه در اروپا میشود زندگی کرد همین جریان آب است که از بین خواهد
رفت، کل جنگلهای آمازون در اثر گرما و كاهش بارندگي از بین خواهند رفت.
اگر درجه حرارت 3 درجه افزایش یابد یخ ناحیه غربی قطب جنوب آب میشود، پوشش
يخ گرينلند با 5/1 تا 2 درجه افزايش حرارت ذوب خواهد شد. يخ تابستاني
اقيانوس منجمد شمالي با درجه حرارت بسيار كم تري يعني با 8/0 تا6/2 درجه
افزايش از بين خواهد رفت و ذوب آن موجب تشديد گرم شدن قارههاي مجاور آن
خواهد شد و زوال پرمافراست را تسريع خواهد كرد.
تصمیم گیری درباره اینکه افزایش درجه حرارت تا چه حدی قابل تحمل میباشد
سخت است، با اینکه علم نقش اساسي در ارائه اطلاعات و تحليلهاي مربوط به آن
دارد اما عوامل سیاسی واجتماعي در تصمیم گیری دخيل هستند. ما هنوز
نمیدانیم نظام آب و هوایی به گرما دقیقا چه واکنشی نشان خواهد داد. اگر
گازکربنیک ما دو برابر شود درجه حرارت چقدر افزایش خواهد یافت و اگر قرار
است به چهار برابر برسد چطور؟ مقادیر دقیق این حساسیتها هنوز برای ما
ناشناخته است. چقدر طول خواهد کشید تا اقیانوسها واکنش نشان دهند، قدر مسلم
آب اقیانوسها منبسط خواهد شد و حداقل نیم متر بالا خواهد آمد، ولی
واکنشهای شدیدتر را کسی نمیداند. چرخه کربن چقدر تغییر میکند؟ وقتی یک
تن گازکربنیک وارد جو بشود، تا صد سال دیگر 50 درصد آن باقی خواهد ماند و
تا 500 سال دیگر 20 تا 30 درصد هنوز وجود خواهد داشت. دانشمندان در این
موارد هنوز مشغول مطالعه هستند. به طور خلاصه عواملی که تصمیمگیری را
مشکل میکند عبارتند از حساسیت نظام آب و هوایی به تغییر غلظت گازهای
گلخانهای، درجه جذب و برداشت گرما توسط اقیانوس، اثر مواد آئروسل و پاسخ
چرخه کربن به تغییرات آب و هوا.
محافل علمی جهان بر این نظرند که زمین تحمل حداکثر 1 تا 2 درجه افزایش دما
را دارد، برنامه محیط زیست سازمان ملل عدهایی را مسئول اندازهگیری دقیق
حرارت قابب تحمل نمود که در سال 1990 اعلام کردند که 2 درجه افزایش
بالاترین حدی است که کره زمین میتواند تحمل کند. دانشمندان آلمانی کمیته
مشترکی به اتفاق پارلمان آلمان تشکیل دادند و اعلام کردند در هر دهه افزایش
دمای کره زمین، یک دهم درجه بیشتر نباید باشد در غیر این صورت تمام جنگلها
نابود میشود. دولت آلمان، اتحادیه اروپا، پنل بین دولتی، صلح سبز بين
الملل، ناسا و دانشمندان مستقل دیگر نیز با این رقم به عنوان رقم حداکثری
موافقند. کشورهای ساحلی مانند شیلی، ایسلند، سوئیس و نروژ اعلام کردند که
با دو درجه افزایش بقای آنها به خطر خواهد افتاد و طوفانهای عظیمی ممکن است
در آن مناطق رخ دهد.
Climate Action Network یکی از معتبرترین NGOهای زیستمحیطی جهان اعلام
کرد که حرارت از 7/1 نباید بالاتر برود. آنها همچنین معتقدند که سطح
گازکربنیک از 350 نباید بالاتر برود. در کانادا دانشمندان معتقدند در حد
3/1 تا 4/1 دهم درجه بیشتر قابل تحمل نیست. راجندرا پاچائوري رئيس پنل بین
دولتی یاIPCC در سخنرانی خود به هنگام دریافت جایزاه نوبل سال 2007 گفت:
"بعد از 2012 ديگر دير است، اگر تا2012 اقدامي نشود پس از آن دير خواهد
بود. آنچه ما در دو سه سال آينده انجام خواهيم داد آينده ما را تعيين خواهد
كرد و ما در لحظه حساسي قرار داريم." لستر براون در برابر کنگره آمریکا
حاضر شد و گفت اگرهم اكنون اقدامي نكنيم تمدن انساني به آن شكل كه تا كنون
آن را ميشناختهايم سقوط خواهد كرد.
دانشمندان معتقدند اگر دما حتی دو درجه هم افزایش یابد بسیاری از
اکوسیستمها نابود میشوند. ظرف صد سال اخیر گرمای کره زمین 7/0 درجه
حرارت افزایش داشته و در نتیجه ما شاهد اینهمه خشکسالی، گرما، کم آبی و
مشکلات دیگر بودهایم، اگر 7/0 دیگر هم افزوده شود به 4/1 میرسد، اما
گرما دو برابر شده است. درجه حرارت 5/1 تا 2 درجه به قدري صدمه زننده است
كه حتي اگر نتوانيم مانع از رسيدن به آن شويم بايد سعي كنيم هر چه سريعتر
از آن برگرديم و مدت کمتری در آن بمانیم. برای مقابله با این خطر بزرگ
متفکران و نظریهپردازان دست به کار شدهاند. یکی از نظریهپردازان بزرگ
در این زمینه لستر براون است که طرح ب را برای مقابله با این وضعیت و نجات
زمین ارائه داده است. لستر براون در طرح امید براین نظر است که برغم مسائل
مهمی که در دنیا وجود دارد مانند حمله آمریکا به عراق و جنگ افغانستان یا
دیگر موضوعاتی که در دنیا به آنها خیلی توجه میشود، اکنون اتفاق مهمتری
در حوزه محیط زیست در حال وقوع است. اتفاقی که زندگی نوع بشر بر کره زمین
را بشدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. اتفاقی که بدون هیاهو و جنجال، بدون
تبلیغات ولی آرام و پرقدرت در حال وقوع است. این اتفاق تغییر اقلیم و آب و
هوا است. ولی هنوز خیلیها نمیدانند و خیلیها جدی نمیگیرند.
لستر بروان و ادوارد ویلسون بیولوژیست برجسته آمریکا در این دو نظر مشترکند
که تا به حال هرچه طرح و برنامه بوده، اقتصاددانان میریختند و کاری به
این نداشتند که با طبیعت چه میکنند، تصمیم میگرفتند کارخانه بسازند در
فلان مکان و میساختند. ولی اکنون اکولوژیستها باید در برنامهریزیهای
اقتصادی نقش داشته باشند چون محیط زیست زیربنای اقتصاد است و اگر محیط زیست
نباشد اقتصادی وجود نخواهد داشت. تکنولوژی و فن همه چیز را نمیتواند حل
کند. در این کتاب آقای براون نگاهی نیز به گذشته داشته است و میگوید ما
تمدن سومر را داشتیم، برجستهترین تمدن بشری که خط میخی را ابداع کردند،
امام چهار قرن پیش از میلاد از بین رفتند، چون سیستم آبیاریشان یک اشکال
زیست محیطی داشت، درناژ نداشتند. تمدن مایا به علت فرسایش خاک از بین رفتند
و یا در جزیره ایسترآیلند، آنقدر مردم درختان را قطع کردند که نابود شدند و
با اینکه تمدن بزرگی بودند ناگزیر از آدمخواری شدند. نظریاتی که لستر
براون و چند نفر دیگر از فعالان تئوریهای زیست محیطی مطرح کردند، سبب ایجاد
یک چالش ایدئولوژیک شده است، سخنان آنان با نظریات سوسیالیستها و طرفداران
نظریه اومانیستی تاریخ که معتقدند بشر بر اساس قوانین آهنین همواره پیشرفت
میکند و پیشرفت بشر تقریبا محرز است در تضاد میباشد. فعالان محیط زیست
میگویند ما زمان زیادی نداریم، اگر با بحران آب و هوایی فعالانه برخورد
نکنیم، آنچه بنام تمدن میشناسیم نابود خواهد شد. هانسن میگوید باید کم و
بیش تا یک دهه دیگر این پدیده مهار شود در غیر اینصورت دیگر نمیتوان آنرا
متوقف کرد و لستر براون میگوید باید با سرعت زمان جنگ بسیج شویم و باید با
اجرای طرح ب که جانشین کسب و کار به شیوه معمول و هر روزه است، تا سال 2020
، 80 درصد انتشار دی اکسید کربن را کاهش داد. لستر براون با اعتقاد به
اینکه با وجود تعدد مسائل زیست محیطی، برآیند اثر همه آنها در نهایت به
کاهش تولید مواد غذایی خواهد انجامید. یعنی گرم شدن آب و هوا، کاهش
بارندگی، طوفان، خشکسالی، نابودی جنگلها و رشد جمعیت، همه به کاهش تولید
مواد غذایی میانجامند و این کاهش در تولید باعث افزایش قیمت خواهد شد و
نتیجه نهایی آنهم بیثباتی سیاسی و اجتماعی است.
اکنون زمان اجرای طرح ب فرا رسیده است. درنگ درکار، تنها سبب افزایش
خسارتها میشود. طرح ب که جانشین کسب و کار طبق معمول است میتواند تا
سال۲٠۲٠ خالص انتشار دی اکسید کربن را به میزان٨٠ درصد کاهش دهد. این کار
مانع از آن میشود که غلظت گازکربنیک جو زمین که اکنون حدود 390 قسمت در
میلیون (ppm) است، از٤٠٠ قسمت در میلیون (ppm ) بیشتر شود و با این کار،
افزایش دمای آینده جهان به حداقل خواهد رسید.
طرح امید اجزای مختلفی دارد: ما نمیتوانیم گرمای زمین را کنترل کنیم در
شرایطی که فقر شدیدی در کره زمین وجود دارد، یکی از اجزای پلن بی باید
مبارزه با این فقر باشد، باید همه آموزش ببینند و بیسواد نداشته باشیم،
باید جمعیت ما تثبیت بشود، در حال حاضر اختلاف بسیار شدیدی بین ثروتمندان و
فقرا در جهان وجود دارد، از نظر سلامت و انواع بیماریهایی که بدان دچار
میشوند در دو دسته قرار دارند، فقرا از سل و بیماریهای عفونی میمیرند و
ثروتمندان با چاقی و بیماریهای قلبی. و نیز یکی از مهمترین مسائل، مبارزه
با ایدز است، ایدز باعث کاهش امید به زندگی شده است، در کشورهای آفریقایی
امید به زندگی به 61 سال رسیده بود و اکنون به 47 سال رسیده، در سوآزیلند
عمر متوسط مردم 33 سال است، در بوتسوانا 37 سال. در موزامبیک 25 درصد
بالغین کشور ایدز دارند و آفریقا دارد از ایدز میمیرد. بنابراین بودجهایی
باید صرف مقابله با ایدز شود. دیگر مساله مورد توجه در طرح امید کاهش
یارانههای کشاورزی است، در اروپا با دادن یارانه بسیار زیاد به کشاورزان
محصولات آنها با قیمت نازلی وارد بازار جهانی میشود و باعث صدمه دیدن
کشاورزی کشورهای فقیر میشود. براون جهت اجرای پیشنهادات خود بودجهایی
برآورد کرده است و تخمین میزند در مجموع 68 میلیارد دلار پول در سال لازم
است. در تعیین هزینههای طرح ب بالاترین رقم برای مراقبتهای بهداشتی
اولیه درنظر گرفته شده است، تا همه مردم کره زمین بیمه بوده و مشکل بهداشتی
نداشته باشند. مرحله دیگر طرح ب مرحله احیای کره زمین است، حفاظت و احیای
جنگلها و احیای شیلات. این مرحله هم بودجهایی حدود 93 میلیارد دلار لازم
دارد که بیشترین آن باید صرف حفظ تنوع زیستی ایجاد مناطق حفاظت شده شود.
بنابراین 158 میلیارد دلار در سال لازم است تا مردم دنیا فقیر و بیمار
نباشند و باسواد باشند، سرپناه داشته باشند و تنظیم خانواده راعایت شود،
این 158 میلیارد دلار رقمی نیست، بودجه نظامی آمریکا در کمترین سالها 300
میلیارد دلار است و در این چند سال جنگ با عراق حدود 900 میلیارد بودجه
نظامی آمریکا بوده است، چین، فرانسه، آلمان و سایر کشورها هم اگر کمک کنند
به راحتی میشود این پول را تهیه کرد. اما برای تثبیت آب و هوا باید
بهرهوری در وسائل خانگی بالا برود، در ساختمانها با اقداماتی نظیر
عایقبندی میشود تا 70 درصد برق مصرفی را کاهش داد. در روشنایی میتوانیم
صرفهجویی کنیم، اگر تمام مردم دنیا لامپهای خود را عوض کنند و لامپ کم
مصرف جانشین کنند، 12 درصد انرژی مصرفی کاهش پیدا میکند، در لوازم خانگی
باید استانداردهای جدیدی به وجود بیاید، در اروپا و ژاپن یخچالهایی به
بازار آمده که یک چهارم یخچالهای فعلی مصرف دارند، استانداردها را باید
مرتبا عوض کنیم. در کره گفتند که تا سال 2010 وسائل خانگی در حالت آماده به
کار و استندبای نباید مصرف بشوند چون 10 درصد انرژی برق منازل صرف وسائلی
میشود که در حالت آماده به کار قرار دارند. در صنایع میتوان تا حد زیادی
صرفهجویی کرد به ویژه صنعت پتروشیمی و کودهای شیمیایی و صنایع پلاستیکی
که لستر براون آنها را ارائه داده است. در حمل و نقل باید تاکید بر حمل و
نقل ریلی سبک باشد و حمل و نقل سریع با اتوبوس طراحی شود در نتیجه افراد
پیاده ایمن میشوند، دوچرخه سواری امکان پیدا میکند و این ذهنیت که
اتومبیل همه کاره است از بین میرود و صرفهجویی صورت میگیرد. یکی از
مهمترین چیزها بهبود مصرف سوخت در اتومبیلهای شخصی است، در حال حاضر
اتومبیلهای دوگانهسوز وارد بازار شدهاند که 4 سال پیش تازه در آمریکا
با قیمت پایین تولید شده بود و اخیرا در اروپا هم تولید میشوند. حدود صد
کیلومتر با باطری پرشده میتواند طی کند و سرعت آن 120 کیلومتر است و مرتبا
تکامل پیدا میکند، این اتومبیلها میتوانند مصرف انرژی را به یک دهم
برسانند. موتور احتراق داخلی باید کنار گذاشته شود چون این موتورها بیست
درصد بیشتر بازدهی ندارند، در صورتی که موتورهای برقی 65 درصد بازدهی
دارند. اصلیترین انرژی نیروی باد است تاکید لستر براون بر این است که عمده
برق ما در آینده باید از طریق باد تامین شود. در حال حاضر 100 هزار مگاوات
در دنیا از این طریق برق تولید میشود، آلمان و دانمارک در این زمینه
پیشتاز هستند و به ترتیب 7 و بیست درصد برق خود را به این شیوه تامین
میکنند. هدف برنامهی بی این است که تا سال 2020 سه میلیون مگاوات برق
بادی تولید شود. یک و نیم میلیون توربین بادی لازم دارد، سرمایهگذاری
عظیمی میخواهد ولی کاملا شدنی است، به خصوص با توجه به اینکه در دنیا
سالانه 56 میلیون اتومبیل تولید میشود، تولید یک و نیم میلیون توربین
نشدنی نیست. انرژی خورشیدی هم همینطور است. در حال حاضر در ژاپن بیش از یک
میلیون منزل بامپوش خورشیدی دارند، این بامپوشها مانند ایزوگام عمل
میکنند و همزمان برق نیز تولید میکنند. هدف پلن بی این است که یک میلیون
برق از پشت بامها تولید شود و نیروگاه برق خورشیدی هم سیصد مگاوات تولید
میکنند. تولید سلولهای خورشیدی سالانه دو برابر افزایش مییابد. این
صفحات خورشدی در برخی مناطق به شبکه برق وصل شدهاند، وقتی هوا آفتابی است
برق تولید شد در پشت بام منزل از مصرف بیشتر است و مازاد آن به شبکه وارد
میشود و دو کنتر نصب میشود تا اضافه تولید برق خانه وارد شبکه شده و
هزینه آن به حساب فرد وارد شود و وقتی هوا بارانی است و مصرف منزل بالاتر
از تولید آن است کمبود برق خود را از شبکه میگیرد و هزینه آن از حساب فرد
کم میشود. آبگرمکنهای خورشیدی هم در جنوب خراسان نصب شده و زمینه آن
وجود دارد که در تمام ایران مورد استفاده قرار گیرند، فقط همت میخواهد. در
حال حاضر صحبت از کاهش مصرف میشود در حالی که تمام در و دیوارهای ما پر از
تبلیغات است و مصرف را تبلیغ میکنیم.
اروپا هدف بزرگی دارد و درصدد است 500 میلیون بام را مجهز به آبگرمکن
خورشیدی کند. چیز دیگری که پلن بی آن را توصیه میکند، درختکاری است،
درختکاری سبب جذب کربن میشود. در حال حاضر بریدن درختان در بسیاری از
مناطق دنیا ممنوع شده و جنگلکاری و درختکاری از جمله فعالیتهای مهم زیست
محیطی است. برای جلوگیری از نابودی جنگلها باید مصرف چوب و کاغذ کاهش پیدا
کند و از شیوههای بازیافت به نحو گستردهتری بهرهگیری شود. بهبود
مدیریت زراعی و روشهای زراعی و روش کشت بدون شخم یا با حداقل شخم از دیگر
راهحلهای ارائه شده در این کتاب است، شهرها باید به نحوی طراحی شوند که
بتوان در آن زندگی کرد؛ شهرهای ما در حال حاضر برای اتومبیل طراحی میشوند
نه برای مردم، باید تغییری اساسی در سیستم آنها داده شود و در هر شهری
فضایی برای تردد پیاده مردم اختصاص داده شود، مراکز شهر باید مسدود شود و
فضای حیاتی ایجاد شود. سیستم مالیاتی عوض شود، در اینجا هر فعالیتی شخص
انجام دهد شهرداری از او مالیاات میگیرد، در صورتی که در خارج از کشور فرد
در خانه خود هر فعالیتی انجام دهد مورد استقبال قرار میگیرد، این مالیات
را باید به سمت فعالیتهایی سوق داد که مخرب محیط زیست هستند. توصیه دیگر
لستر براون این است که یکی از مهمترین معیارهای حفاظت از محیط زیست باید
ارزیابی زیست محیطی پروژهها باشد، بدون ارزیابی زیست محیطی، هیچ
پروژهای نباید اجرا شود.
لستر براون معتقد است زمان زیادی نداریم، باید مانند زمان جنگ بسیج شویم،
آمریکاییها در زمان جنگ دوم وقتی پس از حمله به بندر پرل هاربر تصمیم به
واردشدن به جنگ گرفتند، تمام صنایع را تبدیل به صنایع ساخت تجهیزات نظامی
کردند، صنایع اتومبیلسازی تماما تبدیل به صنایع تانکسازی شد،
کارخانههایی که عروسک تولید میکردند به تولید نارنجک پرداختند،
کارخانههای تولید چرخ فلک تبدیل به کارخانه تولید صفحه مسلسل شدند، تا سه
سال هیچ کس در آمریکا نه اتومبیل خرید و نه فروخت، تولید و خرید و فروش
اتومبیل شخصی ممنوع شد و در نتیجه آمریکا توانست تعداد بسیار زیادی هواپیما
تولید کند، 200هزار هواپیما تولید شد و به بیش از اهدافی که روزولت تعیین
کرده بود رسیدند و در جنگ هم نقشی تعیین کننده داشتند. در حال حاضر هم باید
این تغییرات را اجرا شود، اگر مسامحه کنیم طبیعت ما را مجبور میکند که این
کارها را انجام بدهیم. طبیعت حرکت آرامی دارد در پزشکی زمان زیادی طول
میکشد تا بیماری خود را نشان دهد و دارو هم اگر موثر باشد بعد از گذشت
زمان طولانی اثر میکند. حتی در طب آلترناتیو و لیزر کمتوان، اگر سریع
حرکت کنید نتیجه نمیگیرید چون حرکت طبیعت بر اساس قوانین آرامی صورت
میگیرد. اما وقتی که به یک مرحله رسید به یکباره واکنش نشان میدهند. به
جایی میرسیم که مهار از دستمان خارج میشود. بدترین حادثه برای نوههای
ما میافتد و نسل بعد از ما هم البته وضع خوبی نخواهند داشت. مسابقه شروع
شده و ما باید ببینیم میتوانیم به این اهداف برسیم، یانه.
من در هر جا که صحبت میکنم میگویند در ایران اگر هم نغمهایی بلند میشود
از مشهد است، آنهم به این دلیل که جهاد دانشگاهی مشهد فعال است و افراد
صاحبنظری مثل دکتر علیزاده و آقای وهابزاده و دیگران در مشهد حضور دارند.
خبرهای مرتبط:
- متن سخنرانی دکتر امین علیزاده
در نشست طرح امید
- گزارش تصویری نشست |