|
درباره مولف
گاداکار استاد مرکز علوم بومشناختی است که بخشی از
انستیتو علوم هندوستان در بنگالور است. او در 30 سال گذشته اختصاصا R.marginata
را بررسی کرده و بهترین متخصص رفتار وسپها (گونه ای حشره) در جهان است. او در
سال 2006 به عنوان عضو خارجی آکادمی ملی علوم ایالات متحده برگزیده شد.
گاداکار در سال 1953 در شهر کانپور در استان یوتارپرادش
هندوستان به دنیا آمد. در سال 2008 برنده جایزه «اچ کی فیرودیا» شد که هر سال
برای گرامیداشت آثار درجه یک دانشمندان هندی در سطح جهانی اعطا میشود.
پدرش افسر نیروی هوایی هند بود. به خاطر تغییر محل ماموریت
پدرش، خانواده گاداکار اغلب در سفر بودند و گاداکار تا سنی که قاعدتا باید به
کلاس سوم میرفت، رفتن به مدرسه را رسما آغاز نکرده بود. مسئولان مدرسه
میخواستند او را در کلاس اول نامنویسی کنند. اما در توافق با پدر و مادرش
پذیرفتند که او میتواند کلاس دوم را امتحان کند. اما به زودی چنان استعدادی از
خود نشان داد که به او اجازه داد همکلاسیهایش را پشت سر بگذارد و با بچههای
همسنوسال خودش سر کلاس بنشیند. او میگوید «زمان ازدسترفته را جبران کردم و
باز از این آزادی فوقالعاده برخوردار بودم که به عنوان یک کودک از آن لذت وافر
ببرم. فکر میکنم همین به من اجازه داد که به تماشای حشرات و پروانهها مشغول
شوم!»
در کلاس هشتم، گاداکار باید از میان علم و هنر و علوم انسانی یک رشته را انتخاب
میکرد. این فرایند تخصصی شدن به قدری افراطی بود که دانشآموزان حتا ناگزیر
بودند یک زیررشته هم انتخاب کنند. گاداکار میگوید «در آن سن برای من قابل درک
نبود که چرا نمیتوانم هم هنر و ادبیات و هم علوم را با هم بخوانم، اما در
هندوستان چنین کاری غیرقابل تصور بود. امکان آنکه هر دو رشته را همزمان با هم
دنبال کنم برای من وجود نداشت. از این رو زیستشناسی را انتخاب کردم، اما از
اینکه نتوانستم در عین حال خواندن ریاضیات و فیزیک و البته ادبیات و هنر که
بسیار به آنها علاقمند بودم را ادامه دهم، افسوس میخوردم.» گاداکار معلم
زیستشناسیاش آقای چاکو را عامل کشیده شدن به سمت این موضوع و دور شدنش از
ادبیات هندی میداند که به گفته خودش «یکی دیگر از علایق شدید من در آن زمان
بود.»
گاداکار در آخرین سال دبیرستان در آزمون معتبر استعدادیابی علمی در هندوستان
شرکت کرد و برنده بورسیهای شد که او را قادر ساخت وارد دانشگاه بنگالور شود که
در آن زمان سنترال کالج نامیده میشد. به گفته گاداکار، امتیاز دانشگاه نه در
آموزشهای آن که به نظر او خستهکننده و خالی از چالش میآمدند، بلکه در برنامه
پژوهشی فعال آن نهفته بود. او بیشتر وقتش را صرف صحبت با پژوهشگران و پیگیری
برنامههای پژوهشی خودش میکرد. شاید برنامههای درسی سنترال کالج برای او
خستهکننده بودند اما گاداکار در خود کلاسهای درس الهاماتی یافته بود.
گاداکار دوره کارشناسیاش را در رشته جانورشناسی در سال
1972 به پایان برد و در سال 1974 مدرک کارشناسیاش را نیز در رشته جانورشناسی
گرفت. برای دوره دکتری به انستیتو علوم هندوستان (IISc) درخواست داد. پس از
پذیرش، تنها کرسی موجود در آن سال برای گرفتن دکترا در زیستشناسی مولکولی را
به او سپردند. او در سال 1979 فارغالتحصیل شد و کمی بعد با گیتا که در سنترال
کالج با او آشنا شده بود ازدواج کرد.
در انستیتو علوم هندوستان، گاداکار با ماداو گاجیل
(M.Gadgil) آشنا شد؛ یک زیستشناس ریاضی که در هاروارد با ادوارد ویلسون
(E.O.Wilson) کار کرده بود. او تعدادی از منابع را به وی معرفی کرد و پس از آن
مطالعه مقالههای ادوارد ویلسون را آغاز کرد. آن وقت بود که معلوم شد وسپها به
یکی از مهمترین گروهها برای درک تکامل رفتار اجتماعی حشرات تعلق دارند. آگاهی
از این نکته او را خیلی شگفتزده کرد.
او میپذیرد که بارها وسوسه شده است که فعالیتهایش را
گسترش دهد و گونههای دیگر حشرات اجتماعی را نیز بررسی کند، اما تصمیمی آگاهانه
گرفت که به جای افزایش وسعت به عمق اضافه کند. او میگوید «و من به همان تصمیم
چسبیدهام. به خاطر همین است که اکنون بیش از 30 سال را صرف بررسی این یک گونه
کردهام. به اعتقاد من هنوز آنقدر هست که برای بقیه عمر من یا حتا بیشتر از آن
کافی باشد.»
بسیاری از کارهای گاداکار روی این مساله متمرکز است که
چگونه سلسلهمراتبی از وظایف در لانه برقرار میشود و چگونه از جمعیتی از
وسپهای به ظاهر یکنواخت یک ملکه بیرون میآید.
او میگوید «از وقتی سنترال کالج را ترک کردهام تمام
زندگیام در انستیتو علوم هندوستان سپری شده است. به تکتک دقایق آن عشق
ورزیدهام اما این انستیتو به کلی به روی دانشمندان علوم اجتماعی و پژوهشگران
علوم انسانی، هنر و ادبیات بسته بود. صرفا به علم اختصاص داشت و این چیزی است
که من آن را خیلی بسته و محدود یافتم و از آن راضی نبودم و همواره از این بابت
شکایت داشتم.» تقریبا 4 سال پیش این انستیتو تصمیم گرفت مرکزی برای مطالعات
معاصر ایجاد کند. از آن زمان تاکنون گاداکار به عنوان رئیس این مرکز خدمت کرده
است. او میگوید «من بعضی از بهترینهای جهان را در تمام شاخههای دانش بشری،
ازجمله فلسفه، هنر، ادبیات، سینما، شعر، حقوق، اقتصاد و روانشناسی به اینجا
آوردهام و این فرصت را به آنها دادهام که با دانشمندان این پردیس، بهویژه
دانشجویان صحبت کنند. ما مدام درباره موضوعاتی نظیر عینیت، چگونگی ارزیابی دانش
و اینکه آیا میتوان آن را همانندسازی کرد یا خیر بحث داشتهایم. این به
دانشجویان اجازه میدهد که این چشمانداز وسیعتر را دریابند و مثلا بگویند،
بله، اینجا یک تاریخدان هست، کارهایی که او انجام میدهد با کارهایی که من به
عنوان یک زیستشناس انجام میدهم تفاوت بسیاری دارد. چرا؟ آیا این کار کاملا
اشتباه است؟ این کار به آنها امکان میدهد چنین پرسشهایی را مطرح کنند. و این
در بسیاری از موارد به آنها امکان میدهد شروع به اندیشیدن درباره علم خودشان
بکنند. بله، این کاری است که من دارم در مرکز مطالعات معاصر انجام میدهم. و
تاکنون فوقالعاده موفقیتآمیز بوده است.»
درباره مترجم
کاوه فیض اللهی در سال 1356 در شهر رشت متولد شد. لیسانس خود را در رشته زیست
شناسی با گرایش علوم جانوری از دانشگاه فردوسی مشهد گرفت و فوق لیسانس
بیوسیستماتیک جانوری را نیز از دانشگاه شهید بهشتی تهران در سال 1383 اخذ نمود.
وی از سال 1379 در زمینه علم و به ویژه علم زیستشناسی با روزنامه های مختلفی
نظیر همبستگی، همشهری، شرق، هممیهن، هفتهنامه شهروند، کارگزاران و هفتهنامه
ایراندخت همکاری داشته است. موضوعات مورد علاقه او زیستشناسی تکاملی،
سیستماتیک و ردهبندی، فلسفه و تاریخ زیستشناسی است. او با طرح «اطلس
پستانداران ایران» در بخش خفاشها که توسط دانشگاه تهران و به سفارش سازمان
حفاظت محیط زیست انجام شد همکاری داشته است. ترجمه کتاب «چه چیزی زیستشناسی را
بیهمتا میسازد» نخستین اثر منتشر شده اوست و کتاب «استراتژیهای بقا: همکاری
و درگیری در جوامع جانوری» اثر راگویندرا گدگکر، دومین ترجمه ايشان است.
|